تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣ - ٦- امر به معروف از خشونت جدا است؟
اصرار و تاكيد قرآن مجيد در اين آيات، در باره اجتناب از تفرقه و نفاق، اشاره به اين است كه اين حادثه در آينده در اجتماع آنها وقوع خواهد يافت زيرا هر كجا قرآن در ترساندن از چيزى زياد اصرار نموده اشاره به وقوع و پيدايش آن مىباشد.
پيامبر اسلام نيز اين پيشبينى را قبلا كرد و صريحا به مسلمانان خبر داد كه:
" قوم يهود بعد از موسى ٧١ فرقه شدند و مسيحيان ٧٢ فرقه و امت من بعد از من ٧٣ فرقه خواهند شد" [١] ظاهرا عدد ٧٠ اشاره به كثرت است و به اصطلاح" عدد تكثيرى" است نه" شمارشى" يعنى در ميان يهود يك طايفه بر حق بودند و" طوائف زيادى" بر باطل، در ميان مسيحيان طوائف باطل فزونى گرفتند و حق هم چنان در يك طايفه بود، و در ميان مسلمانان اختلافات باز هم فزونى خواهد گرفت.
و طبق آنچه قرآن مجيد اشاره كرده و پيغمبر اكرم نيز خبر داده بود مسلمانان بعد از وفات او از طريق مستقيم كه يك راه بيش نبود منحرف شدند در عقايد مذهبى و حتى در خود دين پراكنده گشتند و به تكفير يكديگر پرداختند، تا آنجا كه در ميان آنان گاه شمشير، و گاه سب و لعن حكومت مىكرد، كار بجايى كشيد كه بعضى از مسلمانان جان و مال همديگر را حلال ميدانستند و حتى بقدرى ميان مسلمانان عداوت و دشمنى ايجاد شده بود كه بعضى حاضر ميشدند به كفار بپيوندند و با برادران دينى خود جنگ كنند!.
بدين ترتيب اتحاد و وحدت كه رمز موفقيت مسلمانان پيشين بود به نفاق و اختلاف مبدل گشت، در نتيجه زندگى سعادتمندانه آنان بيك زندگى شقاوت بار تبديل شد، و عظمت ديرين خود را از دست دادند.
[١]- اين روايت بطرق مختلف از شيعه و سنى نقل شده است بطريق شيعه در كتابهاى: خصال، معانى، احتجاج، امالى صدوق، اصل سليم بن قيس، و تفسير عياشى، وارد شده است، و بطرق اهل تسنن نيز در كتابهاى در المنثور، و جامع الاصول، و ملل و نحل نقل شده است.