تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٩ - آيا اين حكم، نسخ شده است؟!
مرد شامى گفت: پدر تو از اين عمل نهى كرده است عبد اللَّه بن عمر برآشفت و گفت اگر پدرم از چنين كارى نهى كند و پيامبر ص آن را اجازه دهد آيا سنت مقدس پيامبر ص را رها كنم و از گفته پدرم پيروى كنم؟ برخيز و از نزد من دور شو! [١] نظير اين روايت در باره ازدواج موقت از" عبد اللَّه بن عمر" از صحيح ترمذى به همان صورت كه در بالا خوانديم نقل شده است [٢] و نيز از" محاضرات" راغب نقل شده كه يكى از مسلمانان اقدام به ازدواج موقت مىكرد از او پرسيدند حلال بودن اين كار را از چه كسى گرفتى؟ گفت: از" عمر"! با تعجب گفتند: چگونه چنين چيزى ممكن است با اينكه عمر از آن نهى كرد و حتى تهديد به مجازات نمود؟ گفت: بسيار خوب، من هم به همين جهت مىگويم، زيرا عمر مىگفت: پيامبر ص آن را حلال كرده و من حرام مىكنم، من مشروعيت آن را از پيغمبر اكرم ص مىپذيرم، اما تحريم آن را از هيچكس نخواهم پذيرفت! [٣] مطلب ديگرى كه در اينجا يادآورى آن لازم است اين است كه ادعا كنندگان نسخ اين حكم با مشكلات مهمى روبرو هستند:
نخست اينكه در روايات متعددى از منابع اهل تسنن تصريح شده كه اين
[١]- منظور از متعه حج كه عمر آن را تحريم كرد اين است كه از حج تمتع صرف نظر شود، حج تمتع عبارت است از اينكه نخست محرم شوند و پس از انجام مراسم" عمره" از احرام در آيند (و همه چيز حتى آميزش جنسى براى آنها مجاز شود) و سپس مجددا محرم شده و مراسم حج را از روز نهم ذى الحجه انجام دهند. در عصر جاهليت اين كار را صحيح نمىدانستند و تعجب مىكردند كه كسى در ايام حج وارد مكه شود و هنوز حج بجا نياورده عمره را بجا آورد و از احرام بيرون آيد، ولى اسلام صريحا اين موضوع را اجازه داده، و در آيه ١٨٦ سوره بقره به اين موضوع تصريح شده است.
[٢]- شرح لمعه جلد دوم كتاب النكاح.
[٣]- كنز العرفان جلد دوم صفحه ١٥٩ (پاورقى).