تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥ - تفسير گناه سرچشمه گناه ديگر است
انسان دست مىدهد و او را به گناهانى مىكشاند نتيجه زمينههاى نامناسب روحى است كه بر اثر گناهان پيشين در انسان فراهم شده و راه را براى گناهان ديگر هموار ساخته است و گرنه وسوسههاى شيطانى در دلهاى پاك كه آثار گناهان سابق در آن نيست اثرى در آن نمىگذارد و لذا مىفرمايد:
" آنهايى كه در ميدان احد فرار كردند شيطان آنان را به سبب پارهاى از اعمالشان به لغزش انداخت، اما خدا آنها را بخشيد، خداوند آمرزنده و حليم است" و به اين ترتيب به آنها مىآموزد كه براى كسب پيروزى در آينده بايد بكوشند نخست خود را تربيت كنند و دل را از گناه بشويند.
ممكن است منظور از گناهى كه سابقا مرتكب شدهاند همان گناه دنياپرستى و جمعآورى غنائم و مخالفت فرمان پيامبر در بحبوحه جنگ بوده باشد و يا گناهان ديگرى كه قبل از حادثه احد مرتكب شده بودند و نيروى ايمان را در آنها تضعيف كرده بود.
مفسر بزرگ مرحوم طبرسى در ذيل اين آيه از" ابو القاسم بلخى" نقل مىكند كه در روز احد همه مهاجرين و انصار جز ١٣ نفر (كه با پيامبر ١٤ نفر مىشدند) فرار كردند از اين ١٣ نفر ٨ نفر از انصار و ٥ نفر از مهاجرين بودند كه در شخص اين افراد اختلاف شده به جز على ع و طلحه كه همه بالاتفاق گفتهاند آنها فرار نكردند.