تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١ - تفسير قانون عمومى مرگ
در قرآن، تنها به روح نيز اطلاق مىشود، و تعبير به چشيدن اشاره به احساس كامل است، زيرا گاه مىشود انسان غذايى را با چشم مىبيند و يا با دست لمس مىكند، ولى اينها هيچكدام احساس كامل نيست، مگر زمانى كه بوسيله ذائقه خود آن را بچشد، و گويا در سازمان خلقت بالآخره مرگ نيز يك نوع غذا براى آدمى و موجودات زنده است.
وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ...
سپس مىگويد: بعد از زندگى اين جهان، مرحله پاداش و كيفر اعمال شروع مىشود، در اينجا عمل است بدون جزا و آنجا جزا است بدون عمل.
جمله" توفون" كه به معنى پرداخت كامل است نشان مىدهد كه اجر و پاداش انسان بطور كامل در روز قيامت پرداخت مىگردد، بنا بر اين مانعى ندارد كه در عالم برزخ (جهانى كه واسطه ميان دنيا و آخرت است) قسمتى از نتائج اعمال خود و پاداش و كيفر را ببيند، زيرا اين پاداش و كيفر برزخى كامل نيست.
فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ كلمه" زحزح" در اصل به معنى اين است كه انسان خود را از تحت تاثير جاذبه و كشش چيزى تدريجا خارج و دور سازد و" فاز" در اصل به معنى نجات از هلاكت و رسيدن به محبوب است.
جمله فوق مىگويد: كسانى كه از تحت تاثير جاذبه آتش دوزخ دور شوند و داخل در بهشت گردند، نجات يافته، و محبوب و مطلوب خود را پيدا كردهاند.
گويا دوزخ با تمام قدرتش انسانها را به سوى خود جذب مىكند، و راستى عواملى كه انسان را به سوى آن مىكشاند جاذبه عجيبى دارند. آيا هوسهاى زودگذر، لذات جنسى نامشروع، مقامها و ثروتهاى غير مباح، براى هر انسانى جاذبه ندارد؟! ضمنا از اين تعبير استفاده مىشود كه اگر مردم نكوشند و خود را از تحت جاذبه اين عوامل فريبنده، دور ندارند، تدريجا به سوى آن جذب خواهند شد.