تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٢ - تفسير سوگند به جهادگران بيدار!
تفسير ديگر سوگند به شترانى است كه در فريضه بزرگ حج در ميان مواقف و اماكن مقدس به سرعت حركت مىكنند، و به همين دليل داراى قداستى هستند شايسته سوگند.
در حديثى آمده است كه" ابن عباس" مىگويد:" در حجر اسماعيل در كنار خانه كعبه بودم، مردى آمد در باره آيه" وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً" از من سؤال كرد، من گفتم:" منظور اسبانى است كه در راه جهاد حمله مىكنند، و شبانگاه به محل استراحت بازمىگردند، و سربازانى كه آتش روشن مىكنند و براى خود غذا درست مىكنند".
آن مرد از من دور شد و به سراغ على بن ابى طالب ع رفت در حالى كه در كنار زمزم بود و از همين آيه از آن حضرت سؤال كرد.
فرمود: آيا از كسى قبل از من اين آيه را پرسيدهاى عرض كرد آرى، از ابن عباس پرسيدهام او گفت منظور اسبانى است كه در راه جهاد حمله مىكنند، فرمود: برو و او را صدا كن نزد من بيايد.
هنگامى كه خدمت حضرت على ع آمدم فرمود: چرا مردم را به چيزى كه نمىدانى فتوا مىدهى؟ اولين غزوه در اسلام بدر بود و با ما جز دو اسب نبود:
اسبى از" زبير" و اسبى از" مقداد" چگونه" عاديات" به معنى" اسبان" است؟! نه، مقصود شترانى است كه از" عرفات" به" مشعر" و از" مشعر" به" منى" مىروند.
ابن عباس مىگويد اين را كه شنيدم از نظر خود بازگشتم و نظر امير مؤمنان على ع را پذيرفتم [١] اين احتمال نيز وجود دارد كه" عاديات" داراى معنى وسيعى است كه
[١]" مجمع البيان" جلد ١٠ صفحه ٥٢٩ اين روايت را" قرطبى" نيز در تفسيرش آورده است، جلد ١٠ صفحه ٧٢٤٥