تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦ - تفسير ما انسان را در بهترين صورت آفريديم
عالم بزرگ باشد.
اينها همه مقدمهاى است براى جهانى وسيعتر و كاملتر، و به تعبير قرآن" نشاه اولى" خود خبر از" نشاه اخرى" مىدهد، چرا انسان متذكر نمىشود (وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ) (واقعه ٦٢) [١] عالم گياهان پيوسته و در هر سال منظره مرگ و حيات مجدد را در برابر چشم انسان مجسم مىسازند، و آفرينشهاى پى در پى دوران جنينى هر كدام معاد و حيات مجددى محسوب مىشود با اينهمه چگونه اين انسان روز جزا را انكار مىكند؟
از آنچه گفتيم روشن مىشود كه مخاطب در اين آيه نوع انسان است، و اين احتمال كه" مخاطب شخص پيامبر اسلام ص باشد و منظور اين است كه با وجود دلائل معاد چه كسى يا چه چيزى مىتواند تو را تكذيب كند" بعيد به نظر مىرسد.
و نيز روشن شد كه منظور از" دين" در اينجا آئين و شريعت نيست بلكه همان جزا و روز جزا است، آيه بعد نيز گواه بر اين معنى است.
و اگر دين را به معنى كل شريعت و آئين بگيريم معنى اين آيه چنين مىشود:
" آيا خداوند احكام و فرمانهايش از همه حكيمانهتر و متقنتر نيست"؟ يا اينكه آفرينش پروردگار در مورد انسان از هر نظر آميخته با حكمت و علم و تدبير است.
ولى چنان كه گفتيم معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد.
[١] در جلد ٢٣ صفحه ٢٣٩ به بعد هفت دليل بر مساله" معاد" با استفاده از آيات سوره واقعه بيان شده است.