تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥ - تفسير اين است آئين جاويدان
انتخاب اين تعبير ممكن است در اصل به اين دليل باشد كه جامعههاى بتپرست هر كسى كه آئين آنها را رها مىكرد و به سوى توحيد گام بر مىداشت او را" حنيف" (منحرف) مىشمردند، و تدريجا اين تعبير براى پويندگان راه توحيد به عنوان يك تعبير رائج شناخته شد كه در حقيقت مفهومش انحراف از" ضلالت" به" هدايت" بود، و لازمه آن همان توحيد خالص و اعتدال كامل و اجتناب از هر گونه افراط و تفريط است، ولى نبايد فراموش كرد كه اينها معانى ثانوى اين كلمه است.
جمله" وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ" [١] اشاره به آن است كه اين اصول يعنى توحيد خالص و نماز (توجه به خالق) و زكات (توجه به خلق) از اصول ثابت و پابرجاى همه اديان است، بلكه مىتوان گفت اينها در متن فطرت آدمى قرار دارد.
زيرا از يك سو سرنوشت انسان بر مساله توحيد است، و از سوى ديگر فطرتش او را دعوت به شكر منعم و معرفت و شناخت او مىكند، و از سوى سوم روح اجتماعى و مدنيت انسان او را به سوى كمك به محرومان فرا مىخواند.
بنا بر اين ريشه اين دستورات به صورت كلى در اعماق همه فطرتها جاى دارد، لذا در متن تعليمات همه انبياى پيشين و پيامبر اسلام ص قرار گرفته است.
[١] بايد توجه داشت كه" دين القيمة" به صورت اضافه است، نه وصف، و مفهومش اين است كه اين دينى است كه در كتب قيمه (مستقيم و پر ارزش) پيشين آمده، يا دينى است كه در آن احكام مستقيم و پر ارزش اسلام منعكس شده، بنا بر اين مؤنث بودن قيمة به خاطر آن است كه وصف" كتب" يا" ملة" و شريعت مىباشد (دقت كنيد).