ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢ - بحث روايتى رواياتى در باره اينكه استغفار سبب وسعت رزق و نعمت مىشود، مراد از لا ترجون لله وقارا ، تبعيت قوم نوح
امداد به مال و فرزندان است، بسيار زياد است.
و در خصال از على (ع) روايت آورده كه در ضمن حديثى فرمود: استغفار بسيار كن تا رزق را به سوى خود جلب كنى[١].
و در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام باقر (ع) آمده كه در معناى جمله:(لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً) فرموده: يعنى براى خدا عظمتى كه از آن بترسيد معتقد نيستيد[٢].
مؤلف: اين معنا از طرق اهل سنت از ابن عباس هم نقل شده[٣].
و نيز در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام باقر (ع) آمده است كه در باره(سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً) فرمود: بعضى از آنها فوق بعضى ديگر است[٤].
و در همان كتاب است كه در معناى آيه(رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً) فرموده: منظور تبعيت از اغنياء است[٥].
و در الدر المنثور است كه بخارى، ابن منذر، و ابن مردويه، همگى از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت: همان اصنام و اوثان كه در قوم نوح، خدا بودند، در عرب هم معبود شدند.
اما بت ود متعلق بود به كلب در دومة الجندل، و اما سواع از آن هذيل، و يغوث از آن مراد و سپس از شاخهاى از بنى غطيف، كه در سبأ مىزيستند بود، و اما يعوق از آن همدان، و نسر از آن حمير شاخه آل ذى الكلاع بود.
و اين اسماء قبلا اسامى مردانى صالح از قوم نوح بوده، وقتى آنها از دنيا رفتند شيطان به بازماندگانشان وحى كرد كه در مجلسى كه ايشان جلسه داشتند مجسمههايى نصب كنيد و نام ايشان را بر سر آن مجسمهها بگذاريد، مردم هم اين كار را كردند، ولى آن مجسمهها را نمىپرستيدند تا آن نسل منقرض شد، و نسل بعدى روى كار آمد، و چون علم نسل قبلى را نداشتند مجسمهها مورد پرستش قرار گرفتند[٦].
مؤلف: شايد منظور آن جناب از اينكه فرمود: در عرب هم معبود شدند ، اين باشد كه بتهاى عرب همنام بتهاى ايشان بوده، و يا اسامى و اوصاف آنها را داشته، نه اينكه عين آن بتها از قوم نوح به عرب منتقل شده باشد، چون اين معنا بسيار بعيد است.
[١] خصال، ص ٦١٥، چاپ جامعه مدرسين.
[٢] تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٨٧.
[٣] الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٦٨.
[٤] ( ٤ و ٥) تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٨٧.
[٥] ( ٤ و ٥) تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٨٧.
[٦] الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٦٩.