ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٧٩ - بيان موقعيت پيامبر
براى آنان بيان كند، به بيانى كه حيرت و تعجب آنان را بر طرف سازد، چون گفتيم از آن جناب اعمالى ديده بودند و سخنانى شنيده بودند كه تا آن روز از احدى نه ديده و نه شنيده بودند، و اين تعجب وادارشان كرده بود عمل آن جناب را حمل بر نوعى حيله و مكر نموده، بگويند با اين خدعه مىخواهد بتهاى ما را از بين ببرد، تا به اغراض مادى خود برسد.
و حاصل آن بيان كه چنين اثرى را دارد اين است كه بگويد: من از آنچه مىبينيد انجام مىدهم هيچ مقصدى از آن مقاصد كه در نظر شما است و مرا به آن متهم مىكنيد ندارم، تنها و تنها پروردگار يگانهام را مىخوانم، و احدى را شريك او نمىگيرم، و عبادت انسان نسبت به كسى كه او را پروردگار خود شناخته چيزى نيست كه مورد ملامت و تعجب قرار گيرد.
[بيان موقعيت پيامبر ٦ نسبت به پروردگار و نسبت به مردم]
(قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً) آنچه از سياق آيات كريمه استفاده مىشود اين است كه: رسول خدا ٦ به دستور پروردگار موقعيت خود نسبت به پروردگارش و نسبت به مردم را بيان كرده، در باره موقعيتى كه نسبت به خداى تعالى دارد گفته كه من او را مىخوانم و كسى را شريك او نمىدانم،(إِنَّما أَدْعُوا رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِهِ أَحَداً) و در باره موقعيتش نسبت به مردم فرموده: من هم بشرى مثل شمايم، و مثل شما مالك رشد و ضرر خودم نيستم، تا چه رسد به اينكه با اراده خودم به شما ضرر برسانم، و يا با قدرتى كه دارم شما را به خيرى كه خودم مىخواهم ارشاد كنم، بلكه من تنها مامورى از ناحيه خدا هستم كه شما را دعوت كنم، و جز امتثال او چارهاى ندارم، و كسى كه مرا از كيفر خدا پناه دهد سراغ ندارم، نه تنها من سراغ ندارم بلكه چنين ملجا و پناهى براى مخالفان و عصيانگران او وجود ندارد، نه براى من و نه براى شما، پس شما هم چارهاى جز اطاعت خدا و رسولش نداريد و كسى كه خدا و رسولش را عصيان كند، آتش جهنم را دارد، كه در آن تا ابد جاودانه بسر ببرد، و به زودى يعنى وقتى وعده خدا را ببينيد همه خواهيد فهميد.
و لازمه اين سياق اين است كه مراد از مالكيت ضرر ، قدرت بر واقع ساختن ضرر بر مشركين باشد، هر وقت كه بخواهد. و مراد از مالكيت رشد ، قدرت بر رساندن نفع به ايشان از راه اصابه واقع باشد. و بنا بر اين، معناى آيه اين مىباشد كه: من ادعا نمىكنم كه مىتوانم به شما ضرر و يا نفع برسانم. بعضى[١] گفتهاند: مراد از ضرر، غى (گمراهى و
[١] روح المعانى، ج ٢٩، ص ٩٣.