ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٨٤ - چند روايت در باره مراد از فلق و در باره آثار حسد
مىكرد و مىتراشيد، و مىگفت: قرآن را به چيزى كه جز و قرآن نيست مخلوط مكنيد، اين دو سوره جز و قرآن نيست، بلكه تنها به اين منظور نازل شد كه رسول خدا ٦ خود را به آن دو حرز كند. و ابن مسعود هيچ وقت اين دو سوره را به عنوان قرآن نمىخواند.
مؤلف: سيوطى بعد از نقل اين حديث مىگويد: بزار گفته احدى از صحابه ابن مسعود را در اين سخن پيروى نكردند، و چگونه مىتوانستند پيروى كنند، با اينكه به طرق صحيح از رسول خدا ٦ نقل شده كه در نماز اين دو سوره را مىخواند، و علاوه بر اين در قرآن كريم ثبت شده است[١].
و در تفسير قمى به سند خود از ابو بكر حضرمى روايت كرده كه گفت: خدمت ابى جعفر (ع) عرضه داشتم: ابن مسعود چرا دو سوره(قُلْ أَعُوذُ) را از قرآن پاك مىكرده؟ فرمود: پدرم در اين باره مىفرمود: اين كار را به رأى خود مىكرده و گر نه آن دو از قرآن است[٢].
مؤلف: و در اين معنا روايات بسيارى از طرق شيعه و سنى رسيده، علاوه بر اين، جزو بودن اين دو سوره براى قرآن، مورد تواتر قطعى تمامى كسانى است كه متدين به دين اسلامند، و لذا مىبينيم در پاسخ بعضى از منكرين اعجاز قرآن كه گفتهاند: اگر قرآن معجزه بود نبايد در جزئيت اين دو سوره براى قرآن اختلاف شود، گفتهاند تواتر قطعى هست بر اينكه اين دو سوره جزو قرآن است، و اين تواتر كافى است در اينكه به اختلاف مذكور اعتنايى نشود، علاوه بر اين آنها هم كه گفتهاند: اين دو سوره جزو قرآن نيست، نگفتهاند كه ساخته خود رسول خدا ٦ است، و از ناحيه خداى تعالى نازل نشده، و نيز نگفتهاند كه مشتمل بر اعجاز در بلاغت نيست، بلكه تنها گفتهاند جزو قرآن نيست، كه آن هم گفتيم قابل اعتناء نيست، چون تواتر عليه آن قائم است.
[چند روايت در باره مراد از فلق و در باره آثار حسد]
و در الدر المنثور است كه ابن جرير، از ابو هريره از رسول خدا ٦ روايت كرده كه فرمود: فلق نام چاهى رو پوشيده است در جهنم[٣].
مؤلف: در معناى اين روايت روايات بسيارى ديگر هست كه در بعضى از آنها آمده:
فلق نام درى است در جهنم كه وقتى باز شود جهنم افروخته گردد، اين روايت را عقبة بن عامر نقل كرده[٤]. و در بعضى از آنها آمده چاهى است در دوزخ كه وقتى بخواهند دوزخ را شعلهور
[١] الدر المنثور، ج ٦، ص ٤١٦.
[٢] تفسير قمى، ج ٢، ص ٤٥٠.
[٣] ( ٣، ٤) الدر المنثور، ج ٦، ص ٤١٨.
[٤] ( ٣، ٤) الدر المنثور، ج ٦، ص ٤١٨.