ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢٤ - مقصود از اينكه خطاب به پيامبر
قريب به اين معنا گفتار بعضى[١] از مفسرين است كه گفتهاند: مراد از ضلالت، از دست دادن علم است، هم چنان كه در آيه(أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى)[٢]، ضلالت به اين معنا آمده، و مؤيدش آيه زير است كه مىفرمايد:(وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ)[٣].
بعضى[٤] ديگر گفتهاند: معنايش اين است كه خدا تو را در بين مردم گمشده يافت، مردم تو را نمىشناختند، و قدرت را نمىدانستند، و او مردم را به سوى تو و اينكه چه كسى هستى دلالت و هدايت كرد.
بعضى[٥] ديگر گفتهاند: اين آيه به گم شدن رسول خدا ٦ در راه هوازن و مكه اشاره دارد، آن زمان كه رسول خدا ٦ در دامن حليمه سعديه دختر ابى ذؤيب بود، و حليمه به طورى كه در روايت آمده مىخواست وى را به جدش عبد المطلب برساند، در بين راه متوجه شد كه محمد ٦ نيست.
بعضى[٦] ديگر گفتهاند: اشاره است به آن واقعهاى كه در كودكى آن جناب رخ داد، و در درههاى مكه گم شد.
و بعضى[٧] آيه را اشاره به داستان گم شدنش در راه شام دانستهاند كه با عمويش ابو طالب در كاروان ميسره غلام خديجه به شام مىرفت، و در بين راه ناپديد شد.
و بعضى[٨] ديگر وجوه ديگرى ذكر كردهاند كه ضعفش براى هر خوانندهاى روشن است.
(وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى) كلمه عائل به معناى تهى دستى است كه از مال دنيا چيزى ندارد، و رسول خدا ٦ همين طور بود، و خداى تعالى او را بعد از ازدواج با خديجه دختر خويلد ٣ بى نياز كرد، و خديجه تمامى اموالش را با همه كثرتى كه داشت به آن جناب بخشيد.
[١] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٥٠٥.
[٢]( شاهد را دو نفر بگيريد) كه اگر يكى فراموش كرد ديگرى بيادش بيندازد. سوره بقره، آيه ٢٨٢.
[٣] تو قبل از اين از سرگذشت يوسف از بى خبران بودى. سوره يوسف، آيه ٣.
[٤] ( ٤ و ٥ و ٦ و ٧) مجمع البيان، ج ١٠، ص ٥٠٥ و ٥٠٦.
[٥] ( ٤ و ٥ و ٦ و ٧) مجمع البيان، ج ١٠، ص ٥٠٥ و ٥٠٦.
[٦] ( ٤ و ٥ و ٦ و ٧) مجمع البيان، ج ١٠، ص ٥٠٥ و ٥٠٦.
[٧] ( ٤ و ٥ و ٦ و ٧) مجمع البيان، ج ١٠، ص ٥٠٥ و ٥٠٦.
[٨] تفسير قرطبى، ج ٢٠، ص ٩٦ و ٩٧.