ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٥٣ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات سبح اسم ربك الأعلى ، سنقرئك فلا تنسى ، قد أفلح من تزكى و در باره صحف اولى)
(وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ)[١]، و آيه(أَخَذَ الْأَلْواحَ)[٢].
و در مجمع البيان است كه از ابو ذر روايت شده كه گفت: به رسول خدا ٦ عرضه داشتم: يا رسول اللَّه ٦ انبياء چند تن بودند؟
فرمود: صد و بيست و چهار هزار تن، عرضه داشتم مرسلين از آنان چند تن بودند؟ فرمود سيصد و سيزده تن، و بقيه آنان انبياء بودند. پرسيدم: آدم نبى بود؟ فرمود: آرى خداوند با وى سخن گفت و او را به دست قدرت خود بيافريد.
اى أبا ذر! چهار تن از انبيا، عرب بودند هود و صالح و شعيب، و پيامبر خودت. عرضه داشتم يا رسول اللَّه خداى تعالى چند كتاب نازل كرده؟ فرمود: صد و چهار كتاب، كه ده صحيفه از آن بر آدم، و پنجاه صحيفه بر شيث، و سى صحيفه بر اخنوخ، كه همان ادريس است، و او اولين كسى است كه با قلم خط نوشت، و ده صحيفه بر ابراهيم، و چهار صحيفه باقى تورات و انجيل و زبور و فرقان است[٣].
مؤلف: اين معنا را سيوطى هم در الدر المنثور از عبد بن حميد، و ابن مردويه و ابن عساكر، از ابو ذر نقل كرده، با اين تفاوت كه در نقل آنان صحف آدم را نشمرده، و به جايش قبل از ذكر تورات ده صحيفه براى موسى شمرده است[٤].
[١] سوره اعراف، آيه ١٥٠.
[٢] سوره اعراف، آيه ١٥٤.
[٣] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٧٦.
[٤] الدر المنثور، ج ٦، ص ٣٤١.