ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٤٦ - بحث روايتى(رواياتى در باره قتل الإنسان ما أكفره ، جهل ابو بكر، و عمر به معناى ابا ، شدت روز قيامت و )
مؤلف: اين حديث مىخواهد بگويد عمر مردم را از بحث پيرامون معارف قرآن و حتى تفسير الفاظ آن، منع مىكرد.
و در ارشاد مفيد آمده كه روايت شده شخصى از ابو بكر از كلام خداى عز و جل كه فرموده:(وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا) پرسيد: ابو بكر معناى كلمه أب از قرآن را ندانست، در پاسخ گفت كدام آسمان و كدام زمين مرا پناه مىدهد و يا چه خاكى به سر كنم اگر در باره قرآن چيزى بگويم كه بدان علم ندارم، اما كلمه فاكهة كه معنايش را همه مىدانيم، و اما كلمه أب را من نمىدانم خدا داناتر است.
اين سخن به امير المؤمنين (ع) رسيد فرمود: سبحان اللَّه چطور نمىداند كه كلمه أب به معناى علف و چريدنيها است؟ و اينكه خداى تعالى در اين آيه مىخواهد نعمتهايى را كه به خلقش داده، و از آن جمله آنچه غذاى آنان و غذاى چهار پايان ايشان است كه بوسيله آن هم جانشان زنده مىماند، و هم جسمشان نيرو مىگيرد، به رخ آنان بكشد[١].
و در مجمع البيان است كه از عطاء بن يسار از سوده همسر رسول خدا ٦ روايت شده كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود: مردم پا برهنه و لخت. و ختنه نشده محشور مىشوند و عرق آن چنان از ايشان مىريزد كه حتى تا نرمه گوشها مىرسد، مىگويد عرضه داشتم: يا رسول اللَّه ٦ خاك بر سرم آيا در آن روز مردم لخت و عريان به يكديگر نگاه مىكنند؟ فرمود: در آن روز مردم به هيچ چيز جز گرفتارى خود نمىانديشند و نمىپردازند، آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود:(لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ)[٢].
و در تفسير قمى در ذيل آيه(لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ) فرموده: يعنى شغلى است كه از هر شغل ديگرى بازش مىدارد[٣].
[١] ارشاد مفيد، ص ١٠٧، ط بيروت.
[٢] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٤٠.
[٣] تفسير قمى، ج ٢، ص ٤٠٦.