ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٣٥ - بيان آيات
آيا انسانى كه خلقت و تدبير و هدايت و مردن و زنده شدنش به دست خدا است شكر او را به جاى آورد؟ نه هرگز بلكه كفر و عصيان ورزيد (٢٣).
پس انسان بايد به غذاى خود بنگرد (٢٤).
اين ما بوديم كه آب را به كيفيتى كه انسانها خبر ندارند از آسمان فرستاديم (٢٥).
و سپس زمين را باز به كيفيتى ناگفتنى و به وسيله دانهها شكافتيم (٢٦).
و در آن دانهها رويانديم (٢٧).
و انگور و سبزيجاتى (٢٨).
و زيتون و نخلى (٢٩).
و باغهاى پر درخت سر به هم كردهاى (٣٠).
و ميوه و چراگاه (٣١).
تا وسيله زندگى شما و حيوانات شما باشد (٣٢).
پس وقتى آن صيحه شديد آسمانى بيايد (٣٣).
و روزى رسد كه هر كس از برادرش هم فرار مىكند (٣٤).
و از مادر و پدرش (٣٥).
و از همسر و فرزندانش (٣٦).
در آن روز هر كس آن قدر گرفتار است كه به ياد غير خودش نمىافتد (٣٧).
در آن روز چهرهها دو جورند چهرههايى نورانى (٣٨).
خندان و خوشحال (٣٩).
و چهرههايى غبارآلود و اندوهبار (٤٠).
كه ظلمت و كدورت از آن مىبارد (٤١).
آنان همين كافران فاجرند (٤٢).
بيان آيات
در اين فصل نخست انسان را نفرين مىكند، و از اينكه در كفر به ربوبيت رب خود اصرار و مبالغه مىورزد تعجب مىكند، و آن گاه به حدوث و بقاى او اشاره نموده مىفهماند كه انسان نه مالك چيزى از آفرينش خويش است، و نه مالك چيزى از تدبير امورش، بلكه خداى سبحان است كه او را از نطفهاى بىمقدار آفريده و سپس اندازهگيرىاش كرد، و آن گاه راه