ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٠٤ - معناى هل لك إلى أن تزكى و أهديك إلى ربك فتخشى كه موسى
(اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى) اين جمله نداى در آيه قبل را تفسير مىكند، كه آن نداء چه بوده. و بعضى[١] گفتهاند:
در اين كلام قولى در تقدير است، و تقدير كلام قائلا اذهب ... بوده، و يا كلمه أن تفسيرى در تقدير است، و تقدير آن: ان اذهب ... است، و اشكالى كه به اين دو قول وارد است اين است كه هيچ احتياجى به اين تقديرها نيست، و جمله انه طغى دستور اذهب را تعليل مىكند.
[معناى(هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى) كه موسى ٧ مامور شد به فرعون بگويد]
(فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى) كلمه الى متعلق به محذوف است، و تقدير كلام: هل لك ميل الى ان تزكى- آيا ميل به اين دارى كه پاك شوى؟ و يا چيزى مثل اين است، و مراد از تزكى پاك شدن از قذارت طغيان است.
(وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى) عطف است بر جمله تزكى ، و منظورش از هدايت وى به سوى پروردگارش- بطورى كه گفتهاند-[٢] معرفى خداى تعالى براى او، و ارشاد او به معرفت خداست، كه ترس از خدا نتيجه اين معرفت و دست بردارى از طغيان و تعدى از طور و حقيقت عبوديت نتيجه آن ترس است، هم چنان كه فرمود:(إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ)[٣].
حال ببينيم مراد از تزكى چيست؟ اگر مراد پاك شدن از طغيان از راه توبه و برگشت به خداى تعالى باشد، آن وقت خشيت اثر مترتب بر آن است، و مراد از خشيت همان ترسى است كه هميشه ملازم با ايمان به خداست، و انسان مؤمن را وادار مىكند به اطاعت از او و ترك معصيتش، و اگر مراد از آن پاك شدن بوسيله اطاعت و ترك معصيت باشد، جمله (وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى) مفسر ما قبل خود، و عطفش به ما قبل عطف تفسيرى خواهد بود.
(فَأَراهُ الْآيَةَ الْكُبْرى) فاء در اين جمله فصيحه است، و مىفهماند چيزهايى در وسط كلام حذف شده، چون احتياج به ذكر آنها نبوده، و تقدير كلام فاتاه و دعاه فاراه ... ، بوده يعنى پس موسى به نزد فرعون رفت، و او را دعوت كرد، و آيت كبرايى نشانش داد.
و مراد از آيت كبرى بطورى كه از تفصيل قصه بر مىآيد، معجزه عصاء بوده. ولى
[١] ( ١ و ٢) روح المعانى، ج ٣٠، ص ٢٩.
[٢] ( ١ و ٢) روح المعانى، ج ٣٠، ص ٢٩.
[٣] تنها از بندگانش آنها از خدا مىترسند كه عالم باشند. سوره فاطر، آيه ٢٨.