ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣٠ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل برخى آيات گذشته از جمله و ما تشاؤن )
بيان نموده، و اين بيان را با ذيل آيه قبلى كه گفتيم زمينهچينى براى اين آيه است تعليل مىكند، در نتيجه مىفهماند كه سنت خداى تعالى در بندگانش يك سنت بىحساب و ناشى از جهالت نيست، بلكه او با هر يك از دو طايفه طورى عمل مىكند كه شايسته آن هستند، و به زودى هر دو طايفه را به حقيقت آنچه مىكردند آگاه مىسازد.
بحث روايتى [ (رواياتى در ذيل برخى آيات گذشته از جمله(وَ ما تَشاؤُنَ ...))]
در الدر المنثور آمده كه عبد بن حميد، ابن جرير و ابن ابى حاتم، از قتاده روايت كردهاند كه در باره آيه و لا تطع منهم اثما أو كفورا گفته است: براى ما حديث كردهاند كه اين آيه در باره دشمن خدا يعنى ابو جهل نازل شده است[١].
مؤلف: ليكن اين روايت به تطبيق شباهت بيشترى دارد تا تفسير.
و در مجمع البيان در ذيل جمله(وَ سَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا) گفته: از حضرت رضا (ع) روايت شده كه احمد بن محمد از آن جناب از اين آيه پرسيد كه منظور از اين تسبيح چيست؟ فرمود: منظور نماز شب است[٢].
و در كتاب خرائج و جرائح از امام قائم (ع) روايت آورده كه در حديثى به كامل بن ابراهيم مدنى فرمود: آمدهاى تا از اعتقاد مفوضه سؤال كنى. آنان دروغ گفتهاند، بلكه قلوب ما ظرفهايى است براى مشيت خداى عز و جل، وقتى او بخواهد ما مىخواهيم، و خود خداى تعالى فرموده:(وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ)[٣].
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه، از طريق ابن شهاب، از سالم، از ابو هريره روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ بارها در خطبه خود مىفرمود:
آنچه آمدنى است نزديك است، چيزى كه بناست بيايد دور نيست، و خداى تعالى به خاطر عجله كسى عجله نمىكند، آرى آنچه خدا بخواهد مىشود، نه آنچه مردم بخواهند، مردم چيزى را مىخواهند و خداى تعالى چيزى ديگر را، آنچه خدا خواسته، مىشود، هر چند كه مردم كراهت داشته باشند، و احدى نيست كه آنچه خدا نزديك كرده دور، و آنچه او دور
[١] الدر المنثور، ج ٦، ص ٣٠٢.
[٢] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤١٣.
[٣] الخرائج و الجرائح، ص ٦٧.