ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٣ - مراد از تبتل به سوى خدا(و تبتل إليه تبتيلا)
منظور از أقوم قيلا اين است كه برخاستن آدمى از بستر براى رضاى خدا (و نه براى هيچ كس ديگر) قيامى است استوار[١].
مؤلف: اين روايت به دو سند ديگر در تهذيب و علل از هشام از آن جناب نقل شده[٢].
و در مجمع البيان در ذيل آيه(إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ) آمده كه از امام باقر و امام صادق (ع) روايت شده كه فرمودند: منظور به نماز ايستادن در آخر شب است[٣] و در الدر المنثور است كه ابن منذر از حسين بن على (ع) روايت كرده كه آن جناب را ديدند، بين مغرب و عشا نماز مىخواند، سببش را پرسيدند، فرمود: اين از همان ناشئه است[٤].
[مراد از تبتل به سوى خدا ((وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا))]
و در مجمع البيان در ذيل آيه(وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا) مىگويد محمد بن مسلم و زراره و حمران از امام باقر و امام صادق (ع) روايت كردهاند كه فرمودند: منظور از اين(تَبَتَّلْ)، بلند كردن دستها در نماز است. و در روايت ابى بصير آمده كه فرمود: تبتل اين است كه در نماز دست به سوى خدا بردارى و تضرع كنى[٥].
مؤلف: اين روايت با قنوت نماز منطبق است. و در روايتى[٦] ديگر آمده كه تبتل به معناى بلند كردن دستها و حركت دادن انگشتان سبابه است. و در روايتى[٧] ديگر آمده كه اشاره كردن با انگشتان است. و در روايتى[٨] ديگر آمده كه دعا كردن با يك انگشت و اشاره كردن با آن است.
باز در مجمع البيان است كه از عبد اللَّه بن عمر نقل شده كه وقتى رسول خدا ٦ شنيد كسى مىخواند:(وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ)، از شنيدن آن غش كرد[٩].
و در تفسير قمى در ذيل آيه(وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا) آمده: يعنى مانند تل ريگ كه از بالا فرو بريزد[١٠].
[١] تهذيب، ج ٢، ص ٣٣٦.
[٢] علل الشرائع، ج ٢، ص ٣٦٣.
[٣] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٧٨.
[٤] الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٧٨.
[٥] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٧٩.
[٦] ( ٦ و ٧ و ٨) تفسير نور الثقلين، ج ٥، ص ٤٤٩.
[٧] ( ٦ و ٧ و ٨) تفسير نور الثقلين، ج ٥، ص ٤٤٩.
[٨] ( ٦ و ٧ و ٨) تفسير نور الثقلين، ج ٥، ص ٤٤٩.
[٩] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٨٠.
[١٠] تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٩٢.