ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١١ - چند روايت در باره مراد از ترتيل قرآن و آداب تلاوت قرآن
(أَوْ زِدْ عَلَيْهِ) به معناى كمتر از نصف و بيشتر از آن است[١].
[چند روايت در باره مراد از ترتيل قرآن و آداب تلاوت قرآن]
و در الدر المنثور است كه عسكرى در كتاب مواعظ از على (ع) روايت كرده كه فرمود: از رسول خدا ٦ پرسيدند معناى(وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا) چيست؟ فرمود: حروفش را واضح بگويى، و چون خواندن شعر صداى خود را ترجيع ندهى نه مانند بحر طويل يكسره باشد و نه مانند شعر پاره پاره، وقتى به عجائبش برمىخورى در آنجا بايستى، (و با تكرار آن) دل را به حركت در آورى، و زنهار! همتتان اين نباشد كه زودتر به آخر سوره برسيد[٢].
مؤلف: نظير اين معنا را كلينى در كافى به سند خود از عبد اللَّه بن سليمان از امام صادق از على (ع) به اين عبارت نقل كرده كه فرمود: يعنى حروف آن را واضح بگوييد، و مانند خواندن شعر، به صوت خود ترجيع ندهيد، و مانند ريگ، درهموبرهمش مكنيد، بلكه با (تكرار) آياتش دلهاى مبتلا به قساوت را از قساوت تهى كنيد، و هم هيچ يك از شما اين نباشد كه زودتر سوره را تمام كنيد[٣].
و در همان كتاب است كه ابن ابى شيبه از طاووس روايت كرده كه گفت: از رسول خدا ٦ پرسيدند كداميك از مردم قرآن را بهتر مىخوانند؟ فرمود: آن كس كه وقتى تلاوتش را مىشنوى احساس كنى كه او از خدا مىترسد[٤].
و در اصول كافى به سند خود از على بن ابى حمزه روايت كرده كه گفت: امام صادق (ع) فرمود: قرآن نبايد به سرعت خوانده شود، بلكه بايد ترتيل شود، پس وقتى به آيهاى برمىخورى كه در آن سخن از بهشت رفته، همانجا بايست و از خداى عز و جل درخواست بهشت كن، و چون به آيه مربوط به دوزخ مىرسى از خدا بخواه تا از آتش پناهت دهد[٥].
و در مجمع البيان در معناى ترتيل از ابى بصير از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: ترتيل آن است كه در آن مكث كنى و صوتت را نيكو گردانى[٦].
[١] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٧٧.
[٢] الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٧٧.
[٣] اصول كافى، ج ٢، ص ٤٤٩، ح ١.
[٤] الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٧٧.
[٥] اصول كافى، ج ٢، ص ٤٥٢، ح ٢.
[٦] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٧٨.