ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٢٨ - اين حالت نفاق نيست
ابن عبد البر گفته: روايت به اين مضمون كه از عبد اللَّه بن عمر نقل شده معروف و مشهور و سند آن صحيح است.
و نيز در الدر المنثور آمده كه ابن راهويه، و ابو يعلى، و ابن جرير، و طحاوى، در كتاب مشكل الآثار، و ابن مردويه، همگى با سندى حسن از ابى سعيد خدرى روايت كردهاند كه گفت: مردى همسرش را از عقب نزديكى كرده مردم او را سرزنش كردند، آيه شريفه:
(نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ) ... [١]، نازل شد.
و نيز در همان كتاب است كه خطيب در روايت مالك از ابى سليمان جوزجانى نقل كرده كه گفت: من از مالك بن انس از وطى در عقب همسران پرسيدم او به من گفت: هم الان از اين عمل غسل سر و گردن كردهام.[٢] و نيز در همان كتاب آمده كه طحاوى از طريق اصبغ بن فرج، از عبد اللَّه بن قاسم روايت كرده كه گفت: من هيچ استادى كه در دينم از آنها تقليد مىكنم نديدم، مگر آنكه اين عمل (وطى آنان در عقبشان) را حلال مىدانست آن گاه اين آيه را قرائت كرد، كه(نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ)، سپس گفت: ديگر روشنتر از اين چه بيانى؟[٣].
و در سنن ابى داود از ابن عباس روايت كرده كه گفت: عبد اللَّه بن عمر كه خدا از گناهانش بگذرد- خيال كرده زن و شوهرى بودند از دو طايفه، آن يكى يعنى زن از طايفه انصار و از بتپرستان بوده، در حالى كه شوهرش از قريش بوده، و انصار از يهوديان تقليد مىكردند كه اهل كتاب بودند و براى خود فضيلتى در علم قائل بودند و بسيارى از غير يهود از عمل يهود تقليد و پيروى مىكردند و از جمله خصايص ايشان اين بود كه با زنان از يك مجرا نزديكى مىكردند، و اين بسى مايه خوشحالى زنان است و آن قبيله قريش با زنان به هر شكلى آميزش مىكردند از عقب و از جلو خوابيده و ايستاده، همين كه مهاجرين قريش به مدينه آمدند، مردى از ايشان با زنى از انصار ازدواج كرد و رفت كه با او نيز همين كارها را بكند، زن نپذيرفت، و گفت رسم ما اين است كه تنها يك جور، و در يك مجرا، مىخواهى بخواه نمىخواهى دورى كن، اين نزاعشان علنى شد، و به رسول خدا ص رسيد خداى تعالى اين آيه را نازل كرد:(نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ)، يعنى چه از جلو و چه از عقب، چه
[١] الدر المنثور ج ١ ص ٢٦٦
[٢] الدر المنثور ج ١ ص ٢٦٦
[٣] الدر المنثور ج ١ ص ٢٦١