ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٥ - اختلاف ديگر در معناى رفع بعضهم درجات و مراد از بعض در آن
اختصاص داد كه قيم است، يعنى از عهده تامين تمامى مصالح دنيا و آخرت بشر بر مىآيد، هم چنان كه فرمود:(فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ)[١].
بعضى هم گفتهاند مراد از اين ترفيع درجه، همان امتيازاتى است كه به انبياء داده، مثلا در باره نوح فرموده:(سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ).[٢] و در باره ابراهيم ع فرموده:(وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً)[٣].
و نيز در باره آن جناب فرموده: كه از خدا چنين درخواست كرد:(وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ)[٤].
و در باره ادريس ع فرموده:(وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا)[٥] و در باره يوسف ع، فرموده:(نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ)[٦] و در باره داود ع فرموده:(وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً)[٧] و غير از اين آيه نيز آياتى كه مختصات انبياء را ذكر مىكند موجود است.
و همچنين بعضى ديگر گفتهاند مراد از كلمه رسل در آيه شريفه آن رسولانى است كه در همين سوره (يعنى سوره بقره) نامشان ذكر شده، مانند: ابراهيم ، موسى ، عيسى ، عزير ، ارميا ، شموئيل ، داود و محمد ، ص، كه تا اينجا موسى و عيسى را نام برده، و بقيه باقى ماندهاند، پس مراد از بعضى از انبيا كه درجه آنان بالا رفته محمد ص است كه نسبت به بقيه، درجه بالاترى دارد.
بعضى ديگر گفتهاند از آنجايى كه مراد از رسل در آيه، آنانى هستند كه اندكى قبل از اين آيه، نامشان به ميان آمده بود، يعنى موسى و داود و شموئيل و محمد ع، و
[١] روى دل به سوى دينى كن كه قيم است. سوره روم، آيه ٤٣
[٢] سوره صافات، آيه ٧٩
[٣] و چون پروردگار ابراهيم، او را با پديد آوردن صحنههايى آزمايش نمود و او از عهده امتحان بر آمد، به او فرمود: من تو را امام مردم قرار مىدهم. سوره بقره، آيه ١٢٤
[٤] ياد خير مرا در اعصار و روزگار آينده حفظ كن. سوره شعراء، آيه ٨٤
[٥] او را به مكانى بلند برديم. سوره مريم، آيه ٧٦
[٦] ما هر كه را بخواهيم به درجاتى بالا مىبريم. سوره يوسف، آيه ٧٦
[٧] ما به داود كتاب داديم. سوره نساء، آيه ١٦٢