ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٨ - مطلق عبادات دعا هستند
[١] و آيه شريفه:(وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً، وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ)[٢] و آيه شريفه:
(ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً، إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ)[٣] و آيه شريفه:( إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا) (تا جمله)(وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا )[٤] و آيه شريفه:(وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ، وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ)[٥].
و آياتى ديگر كه مناسب باب دعا است، و اين آيات اركان اصلى دعا و آداب دعا كننده را كه عمدهاش اخلاص در دعا، و مطابقت قلب و زبان، و بريدگى از اسباب ظاهرى، و توسل به خداى تعالى است، بيان مىكند، و آداب ديگرى را هم روايات به آن ملحق كرده، از قبيل خوف و طمع، و رغبت و رهبت، و خشوع و تضرع، و اصرار، و ذكر، و عمل صالح، و ايمان، و ادب حضور، و امثال آن.
(فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي) حرف (فاء) كه بر سر جمله آمده، مطلب را فرع و نتيجه مدلول جمله قبلى مىكند، البته مدلول التزامى آن، و مىفهماند حال كه معلوم شد خدا به بندگانش نزديك است، و هيچ چيزى ميان او و دعاى بندگانش حائل نيست، و معلوم شد كه او نسبت به بندگان خود و به درخواستهايشان عنايت دارد، و همين خداى مهربان بندگان را دعوت به دعا مىكند، و خلاصه حال كه معلوم شد خدا داراى چنين صفتى است، پس بندگان معطل چه هستند، او را در اين دعوتش اجابت كنند و به سويش رو آورند و ايمان بياورند كه خدايى است داراى چنين صفت، و يقين كنند به اينكه او نزديك است، و دعايشان را اجابت مىكند، تا در نتيجه شايد در دعا كردن به درگاه او موفق گردند.
[١] او را هم در حال ترس بخوانيد، و هم در حال طمع، كه رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است. سوره اعراف آيه ٥٥
[٢] و ما را در حال رغبت و رهبت( خوف و رجاء) مىخوانند، و در برابر ما خاشعند سوره انبياء آيه ٩٠
[٣] پروردگار خود را در دو حال تضرع و خفيه بخوانيد، كه او گردنكشان را دوست نمىدارد.
سوره اعراف آيه ٥٥
[٤] به ياد آر زكريا را، آن هنگام كه پروردگار خود را پنهانى ندا كرد، كه چه و چه و در آخر گفت:
پروردگارا من هرگز در دعا كردن به درگاه تو كوتاهى نكردهام. سوره مريم آيه ٣
[٥] و خدا دعاى كسانى را كه ايمان دارند و عملهاى صالح مىكنند، مستجاب نموده، و از فضل خود بيش از آنچه مىخواهند مىدهد. سوره شورى آيه ٢٦