ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٤٩ - بحث روايتى(شامل رواياتى در باره شان نزول آيات ياد شده)
(وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ) فرموده: مراد از حرث در اينجا دين، و مراد از نسل انسان است.[١] مؤلف: بيان اين روايت گذشت و اين نيز روايت شده كه مراد از حرث ذريه و زراعت هر دو است، و به هر حال مساله تطبيق آيه بر مصداق امرى است آسان.[٢] و در امالى شيخ از على بن الحسين ع روايت آمده كه در ذيل جمله: (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ) ... ، فرموده: اين جمله در باره على ع نازل شده، كه در شب هجرت در بستر رسول خدا ص خوابيد.[٣] مؤلف: روايات از طرق شيعه و سنى بسيار آمده كه آيه نامبرده در باره شب فراش نازل شده، كه تفسير برهان به پنج طريق آن را از ثعلبى و ديگران نقل كرده است.[٤] و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از صهيب روايت كرده كه گفت: وقتى مىخواستم از مكه به سوى رسول خدا ص هجرت كنم قريش به من گفتند اى صهيب تو آن روز كه به شهر ما آمدى دست خالى بودى، و حال كه مىخواهى كوچ كنى اموالت را هم مىبرى و اين به خدا سوگند ممكن نيست، و هرگز نمىگذاريم آنها را با خود ببرى، من به ايشان گفتم: آيا اگر اموالم را به شما واگذار كنم دست از من بر مىداريد؟
گفتند: بله به ناچار اموالم را به طرفشان پرتاب كردم و آزاد شدم، و از مكه بيرون آمده به مدينه رسيدم، اين خبر به رسول خدا ص رسيد، دو بار، فرمود: صهيب در معاملهاش سود برد.[٥] مؤلف: در المنثور اين قصه را به چند طريق ديگر روايت كرده، كه در بعضى از آنها آمده: آيه (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي) ... نيز در اين قصه نازل شده، و در بعضى ديگر آمده آيه نامبرده در باره ابى ذر و صهيب نازل شده كه هر دو جان خود را با مال خود خريدند، ولى ما در سابق هم گفتيم كه آيه شريفه با اين احتمال كه شراء به معناى خريدن باشد نمىسازد، (بلكه شراء كه در لغت هم به معناى خريدن است و هم فروختن. در آيه شريفه به معناى فروختن است، و تنها با معامله على ع در ليلة المبيت قابل انطباق است).
و در مجمع روايتى از على ع نقل كرده كه فرمود: مراد از اين آيه كسى است كه به خاطر امر به معروف و نهى از منكر كشته شود.[٦] مؤلف: اين بيان عموم آيه شريفه است پس منافات ندارد كه شان نزول خاصى داشته باشد.
[١] مجمع البيان ج ٢ ص ٣٠٠
[٢] مجمع البيان ج ٢ ص ٣٠٠
[٣] امالى شيخ طوسى ص ١٨٥ طبع قديم
[٤] تفسير برهان ج ١ ص ٢٠٦، ٢٠٧
[٥] الدر المنثور ج ١ ص ٢٣٩
[٦] مجمع البيان ج ٢ ص ٣٠١