ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧ - مطلق عبادات دعا هستند
پس همه اين آيات دلالت دارد بر اينكه انسان دعائى غريزى و درخواستى فطرى دارد، كه به زبان فطرتش از پروردگارش حاجت مىخواهد، چيزى كه هست در هنگامى كه غرق نعمت و رفاه است، دلش به اسباب وابسته است، و آن اسباب را شريك پروردگارش مىگيرد، و امر بر او مشتبه شده، خيال مىكند كه از پروردگارش چيزى نمىخواهد، و دعائى نمىكند، با اينكه از غير خدا چيزى نمىخواهد، چون هر چه باشد بالآخره انسانى داراى فطرت است، و خلقت و فطرت خدا در افراد اختلاف و دگرگونى نمىپذيرد.
به شهادت اينكه وقتى اين سببها از كار مىافتد و گرفتاريها روى مىآورد، و اسباب در رفع آنها از اثر افتاده شرك موهومش و شفيعان خياليش همه به كنارى مىروند، آن وقت مىفهمد كه جز خدا كسى بر آورنده حاجتش و جوابگوى درخواستش نيست، لذا مجددا به توحيد فطريش بر مىگردد، و همه اسباب را از ياد مىبرد، و روى دل سوى خداى كريم مىكند و خدا هم گرفتاريش را برطرف ساخته، حاجتش را بر مىآورد، و در سايه آسايشش مىپروراند، تا آنكه رفته رفته خاطرش آسوده و شكمش سير شود، دوباره بهمان وضعى كه داشت يعنى سببپرستى و فراموش نمودن خدا برگردد.
[مطلق عبادات دعا هستند]
و نيز مانند آيه شريفه:(وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ، إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ)[١] چون كه اين آيه شريفه، هم دعوت به دعا مىكند، و هم وعده اجابت مىدهد، و هم علاوه بر اين دعا را عبادت مىخواند، و نمىفرمايد كسانى كه از دعا به درگاه من استكبار مىكنند، بلكه به جاى آن مىفرمايد كسانى كه از عبادت من استكبار مىكنند. و با اين بيان خود تمامى عبادتها را دعا مىخواند، براى اينكه اگر منظور از عبادت، تنها دعا، كه يكى از اقسام عبادت است باشد ترك دعا، استحقاق آتش نمىآورد بلكه منظور ترك مطلق عبادت است كه استحقاق آتش مىآورد، پس معلوم مىشود مطلق عبادتها دعايند (دقت بفرمائيد).
با اين بيان معناى آيات ديگر هم كه مربوط به اين باب است روشن مىشود، مانند آيه شريفه:(فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ)[٢] و آيه(وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً، إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ)
[١] و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا دعايتان راى مستجاب كنم، كه آن كسانى كه از عبادت من استكبار مىكنند به زودى خوار و ذليل به دوزخ در مىآيند. سوره مؤمن آيه ٦٠
[٢] پس خدا راى بخوانيد در حالى كه دين راى برايش خالص كنيد. سوره مؤمن آيه ١٤