ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٠٩ - دو خصلت ويژه در آفرينش زن
نكرده باشد، با اين كه اسلام اين عمل نكوهيده را هم براى زن ننگ مىداند، و هم براى مرد، هم او را مستحق حد و عقوبت مىداند و هم اين را، هم به او صد تازيانه مىزند و هم به اين.
و اما و زن و موقعيت اجتماعى زن در اسلام
اسلام بين زن و مرد از نظر تدبير شؤون اجتماع و دخالت اراده و عمل آن دو در اين تدبير، تساوى برقرار كرده، علتش هم اين است كه همانطور كه مرد مىخواهد بخورد و بنوشد و بپوشد، و ساير حوائجى كه در زنده ماندن خود به آنها محتاج است به دست آورد، زن نيز همين طور است، و لذا قرآن كريم مىفرمايد:(بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ)[١].
پس همانطور كه مرد مىتواند خودش در سرنوشت خويش تصميم بگيرد و خودش مستقلا عمل كند و نتيجه عمل خود را مالك شود، همچنين زن چنين حقى را دارد بدون هيچ تفاوت:(لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ)[٢].
پس زن و مرد در آنچه كه اسلام آن را حق مىداند برابرند، و به حكم آيه:(وَ يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ)[٣]، چيزى كه هست خداى تعالى در آفرينش زن دو خصلت قرار داده كه به آن دو خصلت، زن از مرد امتياز پيدا مىكند.
[دو خصلت ويژه در آفرينش زن]
اول اينكه: زن را در مثل به منزله كشتزارى براى تكون و پيدايش نوع بشر قرار داده، تا نوع بشر در داخل اين صدف تكون يافته و نمو كند، تا به حد ولادت برسد، پس بقاى نوع بشر بستگى به وجود زن دارد، و به همين جهت كه او كشتزار است مانند كشتزارهاى ديگر احكامى مخصوص به خود دارد و با همان احكام از مرد ممتاز مىشود.
دوم اينكه: از آنجا كه بايد اين موجود، جنس مخالف خود يعنى مرد را مجذوب خود كند، و مرد براى اين كه نسل بشر باقى بماند به طرف او و ازدواج با او و تحمل مشقتهاى خانه و خانواده جذب شود، خداوند در آفرينش، خلقت زن را لطيف قرار داد، و براى اينكه زن مشقت بچهدارى و رنج اداره منزل را تحمل كند، شعور و احساس او را لطيف و رقيق كرد، و همين دو خصوصيت، كه يكى در جسم او است و ديگرى در روح او، تاثيرى در وظائف
[١] شما زنان و مردان از جنس همديگر مىباشيد. سوره آل عمران، آيه ١٩٥
[٢] سود و زيان كارش، عايد خودش مىشود. سوره بقره، آيه ٢٨٦
[٣] آنچه حق مىداند، حق واقعى است. سوره يونس، آيه ٨٢