ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٣٧ - دلائلى كه در روايات براى تحريم حج تمتع(پس از پيامبر ص ) اقامه شده و نقد و رد آنها
مسجد الحرام و قهرا از ورود به مكه معظمه نيز مستلزم كسادى بازار مكه بوده، و مع ذلك آيه شريفه اين محذور خيالى را رد نموده مىفرمايد: اگر از فقر مىترسيد بدانيد كه به زودى خداى تعالى به فضل خود شما را بىنياز مىكند. مترجم ٥- و اما استدلال ديگرى كه كرده و گفتند: تشريع حج تمتع بر اساس ترس بوده (كه به نظر نگارنده منظور ترس از رسول خدا ص بوده) و چون امروز رسول خدا ص نيست تا از او بترسيم ديگر جايى براى تمتع در حج نيست، و اين استدلال در روايت الدر المنثور از مسلم از عبد اللَّه بن شقيق آمده كه عثمان در پاسخ على ع گفت: در آن روزها ما از رسول خدا ص مىترسيديم، اين بود گفتار عثمان كه نظير آن از ابن زبير هم روايت شده، و روايت به نقل الدر المنثور اين است كه ابن ابى شيبه و ابن جرير و ابن منذر از ابن زبير روايت كردهاند كه وقتى به خطبه ايستاد و گفت: ايها الناس به خدا سوگند تمتع به عمره تا رسيدن حج اين نيست كه شما مىكنيد تمتع وقتى است كه مردى مسلمان احرام حج ببندد ولى رسيدن دشمن يا عروض كسالت و يا شكستگى استخوان و يا پيشامدى ديگر نگذارد حج خود را تمام كند، و ايام حج بگذرد، اينجاست كه مىتواند احرام خود را احرام عمره قرار دهد، و پس از انجام اعمال عمره از احرام در آيد، و تمتع ببرد، تا آنكه سال ديگر حج را با قربانى خود انجام دهد، اين است تمتع به عمره تا حج (تا آخر حديث).[١] اشكالى كه در اين استدلال هست اين است كه آيه شريفه مطلق است هم خائف را شامل مىشود، و هم غير خائف را، و خواننده عزيز توجه فرمود كه جملهاى كه دلالت دارد بر تشريع حكم تمتع جمله: (ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ) ... است، نه جمله:
(فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِ) ... ، تا در معناى آن قيد ترس را هم از پيش خود اضافه نموده بگويند: يعنى هر كس از ترس، حج خود را مبدل به عمره كرد، قربانى كند و معلوم است كه جمله اول ميان اهل مكه و ساير مسلمانان فرق گذاشته، و حج تمتع را مخصوص ساير مسلمانان دانسته، و سخنى از فرق ميان خائف و غير خائف به ميان نياورده.
علاوه بر اينكه تمامى روايات تصريح دارد بر اينكه رسول خدا ص حج خود را بصورت تمتع آورد، و دو احرام بست يكى براى عمره و ديگرى براى حج.
٦- و اما اين استدلال كه گفتهاند: تمتع مختص به اصحاب رسول خدا ص بوده و شامل حال ساير مسلمين نيست (نقل از دو روايت الدر المنثور از ابى ذر)، اگر منظور از آن، همان استدلال عثمان و ابن زبير باشد كه جوابش را داديم، و اگر مراد اين باشد
[١] الدر المنثور ج ١ ص ٢١٦