ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٦٠ - بحث علمى(تحليل علمى ربا و مفاسد اجتماعى و اقتصادى آن با اشارهاى به تاريخچه ملكيت، قيمت گذارى، پول، معاملات )
نابودى تمدن از همين جا شروع مىشود.
البته اين نيز هست كه هر رباخوار نمىتواند تمامى طلبهاى خود را وصول كند، براى اينكه همه بدهكاران كه بدهىهايشان مثل برف انبار شده، نمىتوانند دين خود را بپردازند، هر چند هم بخواهند بپردازند.
البته اينها همه در باره رباى معمولى ميان اغنيا و فقرا بود، و اما رباهاى ديگر مثلا رباى تجارتى كه اساس كار بانكها است، و رباى قرض و تجارت كردن با پول، كمترين ضررش اين است كه باعث مىشود اموال به تدريج يك جا يعنى در طرف بانكها جمع شده، سرمايههاى تجارتى از حد و حساب بيرون رود، و بيش از آن حدى كه بر حسب واقع بايد نيرومند شود، نيرومند گردد، و چون طغيان، اثر حتمى قدرت خارج از حد است، در ميان همين قدرتها تطاول و درگيرى ايجاد شده، يكى مىخواهد ديگرى را در خود هضم كند، و سرانجام همه اين قدرتها نزد آنكه نيرومندتر از همه است تمركز مىيابد، و پيوسته فقر عمومى در ميان بشر گسترش يافته، و ثروت انحصارى اقليتى قرار مىگيرد، و همان هرج و مرجى كه گفتيم پديد آيد.
دانشمندان اقتصاد شكى در اين ندارند كه تنها علت شيوع كمونيسم در جهان، و پيشرفت مرام اشتراكى، همين تراكم فاحش ثروت نزد افرادى انگشتشمار است، البته خودنمايى و تظاهر اين افراد به مزاياى زندگى نيز بى اثر نيست، و آتش كينه محرومان را تيزتر مىكند، محرومينى كه اكثريت بشر را تشكيل مىدهند، و از حياتىترين حوائج زندگى محرومند، و طبقه ثروتمند همواره ايشان را با كلماتى از قبيل تمدن ، عدالت ، حريت ، تساوى حقوق و ... فريب داده، به زبان چيزهايى مىگويند كه در دلهايشان نيست منظورشان از الفاظى كه مىگويند ضد معانى آنها است، گمان مىكنند با اين دروغها و فريبكاريها به هدفهاى نامقدس خود كه بيشتر خوردن، و طبقه فقير را بيشتر ذليل كردن و بر آنان بيشتر حكومت كردن است خواهند رسيد، و به زورگويى بيشترى به آنان خواهند پرداخت، و مىپندارند كه اين راه تنها وسيله و راه سعادت آنان در زندگى است، و ليكن امروز دستگيرشان شده كه آنچه را مايه سعادت خود مىپنداشتند به ضررشان تمام شد، و نقشههايى كه براى به شيشه كردن خون بينوايان كشيدند دامهايى بود كه اول خودشان در آن افتادند، آرى:(وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ)[١] عليه خدا نقشه مىكشند خدا هم نقشه مىكشد با اين تفاوت كه
[١] سوره آل عمران ٣ آيه ٥٤