ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٢٠ - (در باره نبوت عامه از جهت اثر آن در كمال يابى انسان)
وعده آمدنش را به عيسى و ساير انبيا ع داده بود، و در قرآن هم فرمود: ((وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا)، كلمه پروردگارت كه صدق و عدل بود اينك تمام شد).[١]
[روايتى از امام صادق (ع) دال بر اينكه شريعت محمدى ٦ كامل ترين شرايع است]
و در تفسير عياشى از عبد اللَّه بن وليد روايت كرده كه گفت: امام صادق ع فرمود: خداى تعالى در قرآن در باره موسى ع فرمود:(وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ)[٢].
از اينجا مىفهميم كه پس همه چيز را براى موسى ننوشته، بلكه از هر چيزى مقدارى نوشته، و نيز در باره عيسى ع فرموده:(لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ)[٣].
و ما مىفهميم كه پس همه معارف مورد اختلاف را بيان نكرده، و در باره محمد ص فرموده:(وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ)[٤] و[٥] مؤلف: در بصائر الدرجات همين معنا را از عبد اللَّه بن وليد به دو طريق روايت كرده است و اينكه امام ع فرمود: (قال اللَّه لموسى ...)، اشاره است به اينكه آيه شريفه:
(فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ) بيانگر و مفسر آيه ديگرى است كه در باره تورات فرموده:(وَ تَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ)، و مىخواهد بفرمايد تفصيل هر چيز از بعضى جهات است، نه از هر جهت، زيرا اگر در تورات همه چيز را از همه جهت بيان كرده بود. ديگر معنا نداشت بفرمايد:(مِنْ كُلِّ شَيْءٍ) پس همين جمله شاهد بر آن است كه در تورات هر چند همه چيز بيان شده، ولى از هر جهت بيان نشده، دقت بفرمائيد.[٦]
بحث فلسفى
[ (در باره نبوت عامه از جهت اثر آن در كمال يابى انسان)]
مساله نبوت عامه از اين نظر كه خود يك نحوه تبليغ احكام و قوانين تشريع شده است و
[١] سوره انعام آيه ١١٥
[٢] و ما برايش در الواح از هر چيزى مقدارى نوشتيم. سوره اعراف آيه ١٤٥
[٣] عيسى گفت: من مبعوث شدم، تا بعضى از مسائل را كه در آن اختلاف داريد برايتان بيان كنم. سوره زخرف آيه ٦٣
[٤] كه از جمله اولى مىفهميم پيامبر اسلام آنچه آن دو بزرگوار آوردند گواهى كرده، و بعلاوه كتاب خودش همه چيز را بيان نموده است. سوره نحل آيه ١٩
[٥] تفسير عياشى ج ٢ ص ٢٦٦
[٦] بصائر الدرجات ص ٢٢٧