ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٣٠ - بحث روايتى(در شان نزول آيه لا إكراه في الدين و روايتى در باره مراد از ظلمات و نور در آيه)
مىكنيم، و به دين ايشان در مىآئيم، مردم مدينه اين عده را از اين كار بازداشته و آنان را به زور وادار به گفتن لا اله الا اللَّه و پذيرفتن اسلام كردند، و آيه شريفه:(لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ) در باره آنان نازل شد.[١] مؤلف: اين معنا از طريق ديگر هم روايت شده، و با مضمون روايت قبلى (كه داشت:
زنانى از اهل مدينه چنين نذر مىكردند) منافات ندارد.
و نيز در تفسير الدر المنثور است كه ابن اسحاق و ابن جرير از ابن عباس روايت كردهاند كه در تفسير آيه:(لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ) گفته است: اين جمله در باره مردى از اهل مدينه و از قبيله بنى سالم بن عوف بنام حصين نازل شد، كه دو فرزند نصرانى داشت، و خودش مردى مسلمان بود، به رسول خدا ص عرض كرد: آيا مىتوانم آن دو را مجبور به پذيرفتن اسلام كنم، چون حاضر نيستند غير از نصرانيت دينى ديگر را بپذيرند؟ در پاسخ او آيه(لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ) نازل شد.
و در كافى از امام صادق ع روايت آورده كه فرمود: مراد از نور آل محمد، و مراد از ظلمات دشمنان ايشان هستند.[٢] مؤلف: اين روايت مىخواهد كلى نور و ظلمت را بر مصداق تطبيق كند، و يا از باب تاويل و بيان باطن آيه است.
[١] تفسير الدر المنثور ج ١ ص ٣٢٩
[٢] تفسير برهان ج ١ ص ٢٤٤ و تفسير عياشى ج ١ ص ١٣٩ نقل شده است.