ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١١ - انبيايى كه در قرآن از آنان ياد شده است
استفاده نمىشود، و لازمه اين معنا همان مطلبى است كه ما بدان اشاره نموده گفتيم: رسول شرافت وساطت بين خدا و بندگان را دارد، و نبى شرافت علم به خدا و معارف خدايى را دارد
، و به زودى خواهيم گفت انبيا بسيارند ولى خداى سبحان در كتاب خود نام و داستان همه را نياورده هم چنان كه خودش در كلام خود فرموده(وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ، مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَ، وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ)[١] و آياتى ديگر نظير اين.
[انبيايى كه در قرآن از آنان ياد شده است]
و از انبيا، آنان كه قرآن نامشان را آورده عبارتند از: ١- آدم ٢- نوح ٣- ادريس ٤- هود ٥- صالح ٦- ابراهيم ٧- لوط ٨- اسماعيل ٩- يسع ١٠- ذو الكفل ١١- الياس ١٢- يونس ١٣- اسحاق ١٤- يعقوب ١٥- يوسف ١٦- شعيب ١٧- موسى ١٨- هارون ١٩- داوود ٢٠- سليمان ٢١- ايوب ٢٢- زكريا ٢٣- يحيى ٢٤- اسماعيل صادق الوعد ٢٥- عيسى ٢٦- محمد ص.
البته در آيات ديگرى از قرآن كريم مىبينيد كه انبيايى ديگر نه به اسم بلكه با توصيف و كنايه ذكر شدهاند.(أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً)[٢] كه مربوط است به جناب صموئيل و طالوت.
(أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها)[٣] كه مربوط است به داستان جناب عزير، كه صد سال به خواب رفت و دوباره زنده شد.(إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ)[٤](فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً).[٥] كه مربوط است به داستان جناب خضر البته افراد ديگرى هم هستند كه قرآن كريم نامشان را آورده ولى نفرموده جزء انبيا بودهاند، مانند همسفر موسى كه قرآن تنها در بارهاش فرموده:(وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ)[٦] و مانند ذى القرنين و عمران پدر مريم.
[١] ما قبل از تو پيامبرانى گسيل داشتيم كه داستان بعضى از آنان را برايت آورديم، و از بعضى ديگر را نياورديم. سوره مؤمن آيه ٧٨
[٢] مگر نديدى رؤسايى از بنى اسرائيل را كه به يكى از پيغمبران خود گفتند براى ما پادشاهى برانگيز سوره بقره آيه ٢٤٦
[٣] و يا مثل آن كسى كه از دهكدهاى ويران شده عبور كرد. سوره بقره آيه ٢٥٩
[٤] آن زمان كه دو تن- از حواريين عيسى- را نزد آن قوم فرستاده و به دنبال آنان نفر سوم- يوسف نجار- را به كمكشان گسيل داشتيم. سوره يس آيه ١٤
[٥] موسى و همسفرش به بندهاى از بندگان ما برخوردند كه ما از نزد خود داده بوديمش رحمتى. سوره كهف آيه ٦٦
[٦] سوره كهف آيه ٦١