ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٢٥ - اين حالت نفاق نيست
است از حكم بعضى مراتب، و نظير آن در قرآن كريم آيه:(لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ)[١] آمده، كه با آن استدلال كردهاند بر اينكه علم كتاب تنها نزد پاكان از اهل بيت است، و نيز استدلال كردهاند بر اينكه بدون وضو نمىشود دست به خطوط قرآن گذاشت (با اينكه ضمير در لا يمسه بكتاب مكنون بر مىگردد).
و همانطور كه به حكم آيه شريفه:(وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ)[٢] عالم خلقت از ناحيه خدا شروع شده، و در يك قوس نزول پائين و پائينتر مىآيد، تا به پستترين مراحل برسد همچنين احكام مقادير نيز نازل نمىشود مگر با مرور به منازل حقايق (دقت فرمائيد) و به زودى ان شاء اللَّه توضيح بيشترش در تفسير آيه: (هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ) ... [٣] مىآيد.
از اينجا مىتوان به آنچه قبلا اشاره كرديم آشنايى بيشترى پيدا كرد، در آنجا گفتيم: مراد از توبه و تطهر در آيه شريفه- البته بنا بر ظاهر لفظ، نه تاويل آن- شستشوى با آب و برگرداندن بدن پليد است-، بعد از ازاله پليدى- به سوى خداى سبحان.
و نيز معناى روايت قمى روشن مىشود كه قبلا نقل كرديم، كه فرمود خداى تعالى حنفيت يعنى طهارت را در آغاز بر ابراهيم نازل كرد، و طهارت ده قسمت است پنج قسمت آن مربوط به سر و گردن است و پنج قسمت مربوط به بدن اما آنچه مربوط به سر است، يكى كوتاه كردن شارب، دوم كوتاه نكردن ريش، سوم اصلاح مو، چهارم مسواك، پنجم خلال كردن دندان، و اما آنچه مربوط به بدن است، اول گرفتن موهاى بدن، دوم ختنه كردن، سوم ناخن گرفتن، چهارم غسل از جنابت، پنجم طهارت با آب، و اين است آن حنفيت طاهره كه ابراهيم آورده، و تا كنون نسخ نشده، و تا قيامت نسخ نخواهد شد (تا آخر حديث) و اخبارى كه همه اينها را مصداق طهارت مىشمارد بسيار است، و در بعضى آمده كه نوره كشيدن نيز طهور است.
و در تفسير عياشى در ذيل آيه: (نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ) ... از معمر بن خلاد، از ابى الحسن رضا ع روايت كرده كه فرمود: شما در باره وطى زنان در عقب ايشان چه نظرى داريد؟ عرضه داشتم: من چنين شنيدهام كه فقهاى مدينه در آن اشكالى نكردهاند، فرمود: يهود مىگفت وقتى مرد از عقب زن نزديكى كند فرزندش لوچ بيرون مىآيد، (شايد منظور از لوچ كج فكرى باشد)، لذا خداى تعالى در رد نظريه يهود در اين مساله اين آيه را نازل كرد، كه:
[١] سوره واقعه آيه ٧٩
[٢] سوره حجر آيه ٢١
[٣] سوره آل عمران آيه ٧