ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٣٠ - رواياتى چند از طرق اهل سنت در باره حج تمتع
گوسفندان خود را ميان اصحابش تقسيم كرد و به سعد بن ابى وقاص يك تيس (نر بز) رسيد كه به نيت خودش به تنهايى سر بريد.[١] و نيز در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه، و بخارى و مسلم از عمران بن حصين روايت كرده كه گفت: آيه متعه در كتاب خدا نازل شد، و ما در عهد رسول خدا ص و با آن جناب به سفر حج رفتيم، و حج را به صورت متعه يعنى تمتع آورديم، و بعد از آنهم هيچ آيه ديگرى كه حج تمتع را نسخ كند نازل نشد، و رسول خدا ص هم تا زنده بود از آن نهى نكرد، تنها و تنها مردى از صحابه به رأى خود آن را قدغن نمود، و هر چه خواست گفت.[٢] مؤلف: اين روايت به الفاظ و عباراتى ديگر كه معناى همه آنها قريب به همان روايت در الدر المنثور است نيز نقل شده.
و در صحيح مسلم و مسند احمد و سنن نسايى از مطرف روايت آمده كه گفت:
عمران بن حصين در مرضى كه به آن مرض از دنيا رفت نزد من فرستاد، و مرا احضار كرد و گفت يكى از كسانى كه من محدثش بودم، و برايش حديث مىكردم تو بودى، و به اين اميد برايت حديث مىگفتم كه بعد از من سودى به حالت داشته باشد، اگر من زنده ماندم احاديث مرا به من نسبت مده، و خلاصه نگو فلانى چنين گفت، و اگر از دنيا رفتم مستقيما به من نسبت بده براى اينكه ديگر خطرى برايم نيست و بدانكه رسول خدا ص بين حج و عمره را جمع كرد، (يعنى حج تمتع آورد)، و بعد از آن آيهاى ديگر در نسخ اين حكم نازل نشد و خودش هم از آن نهى نفرمود تنها يك مرد عادى از پيش خود هر چه خواست گفت.[٣] و نيز در صحيح ترمذى و كتاب زاد المعاد تاليف ابن قيم روايت شده كه شخصى از عبد اللَّه پسر عمر از حج تمتع پرسش نمود عبد اللَّه پسر عمر گفت: اين عمل عملى است حلال، پرسيد: آخر پدرت از آن نهى كرده، گفت: در اين مساله كه پدرم نهى كرده، اما رسول خدا ص آن را بجاى آورده، آيا بايد امر رسول خدا ص را پيروى كنيم، يا امر و فرمان پدرم را؟ سائل در پاسخ گفت: البته امر رسول خدا متبع است، عبد اللَّه بن عمر گفت: اگر امر رسول خدا ص متبع است پس بدان كه رسول خدا ص خودش اين عمل را بجاى آورد.[٤] و صحيح ترمذى، و سنن نسايى، و سنن بيهقى، و موطا مالك، و كتاب الام شافعى،
[١] ( ١، ٢) الدر المنثور ج ١ ص ٢١٧
[٢] ( ١، ٢) الدر المنثور ج ١ ص ٢١٧
[٣] ( ٣، ٤) صحيح مسلم ج ٨ ص ٢٠٦ باب جواز التمتع
[٤] ( ٣، ٤) صحيح مسلم ج ٨ ص ٢٠٦ باب جواز التمتع