ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٣٢ - رواياتى چند از طرق اهل سنت در باره حج تمتع
قرآن است، كه هر آيهاش در جايى كه بايد نازل شود نازل شده، و قرآن فرموده:(وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ) بنا بر اين همانطور كه قرآن دستور داده عمل كنيد، و حج خود را از عمره جدا سازيد، يعنى در يك سال هر دو را انجام ندهيد، چون اگر اين كار را كه مىگويم بكنيد حج شما تمامتر و عمرهتان هم تمامتر مىشود.[١] و در مسند احمد از ابى موسى روايت شده كه گفت: اين عمل يعنى حج تمتع سنت رسول خدا ص است، ولى من مىترسم مردم بين عمره و حج در زير درختان اراك با زنان خود همخوابگى كنند و آنان را با خود برداشته به حج بروند.[٢] و در جمع الجوامع سيوطى از سعيد بن مسيب روايت آمده كه گفت: عمر بن خطاب از حج تمتع در ماههاى حج نهى كرد، و گفت: هر چند خود من آن را با رسول خدا ص انجام دادم، و ليكن از آن نهى مىكنم، چون اين عمل باعث مىشود يك فرد مسلمان كه از افقى از آفاق به قصد زيارت حركت مىكند، و خسته و غبارآلود وارد مكه مىشود، اين خستگى و اين غبارآلودگيش و آن تلبيه گفتنش تنها مخصوص عمرهاش باشد، بعد از عمره از احرام در آيد، و لباس بپوشد، و خود را خوشبو كند، و با همسرش اگر با خود آورده باشد همخوابگى كند، و هم چنان به عيش و لذت بپردازد، تا روز هشتم ذى الحجه، آن وقت به نيت حج احرام ببندد، و بطرف منا (و عرفات) برود، و تلبيه بگويد، در حالى كه نه غبارآلود باشد و نه خسته و كوفته، و تلبيهاش هم بيش از يك روز نباشد، در حالى كه حج افضل از عمره است.
علاوه اگر ما از حج تمتع جلوگيرى نكنيم مردم در زير همين درختان اراك با زنان خود دست به گريبان مىشوند، و اين عمل در انظار مردمى كه نه دامدارى دارند و نه كشت و زرع، مردمى كه در نهايت فقر بسر مىبرند و بهار زندگيشان همين ايامى است كه حاجيان به مكه مىآيند خوشايند نيست.[٣] و در سنن بيهقى از مسلم از ابى نضرة از جابر روايت شده كه گفت: به او گفتم:
عبد اللَّه بن زبير از حج تمتع نهى مىكند، و عبد اللَّه بن عباس به آن امر مىكند، تكليف چيست؟ كدام درست مىگويند؟ گفت: احاديث به دست من در بين مردم منتشر مىشود، خلاصه متخصص اين فن منم، و من و همه مسلمانان در عهد رسول خدا ص و عهد ابى بكر حج تمتع مىكرديم، تا آنكه عمر به خلافت رسيد، وى به خطبه ايستاد و گفت: رسول
[١] الدر المنثور ج ١ ص ٢١٦
[٢] و نيز در صحيح مسلم ج ٨ ص ٢٠١ باب جواز تعليق الاحرام
[٣] جمع الجوامع