ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٩٩ - معناى ابتغاء مرضات الله و وجوهى كه در معناى تثبيت نفس ذكر شده و بيان وجه صحيح در معناى آن
در برابر آن باران دوام نياورده و بكلى شسته مىشود، تنها سنگى سخت مىماند كه نه آبى در آن فرو مىرود، و نه گياهى از آن مىرويد، پس وابل (باران پشتدار) هر چند از روشنترين اسباب حيات و نمو است، و همچنين هر چند خاك هم سبب ديگرى براى آن است، اما وقتى محل اين آب و خاك، سنگ سخت باشد عمل اين دو سبب باطل مىگردد، بدون اينكه نقصى و قصورى در ناحيه آب و خاك باشد، پس اين حال سنگ سخت بود و عينا حال رياكار نيز چنين است:
براى اينكه وقتى رياكار در عمل خود خدا را در نظر نمىگيرد، ثوابى بر عملش مترتب نمىشود، هر چند كه نفس عمل هيچ نقصى و قصورى ندارد، چون انفاق سببى است روشن براى ترتيب ثواب، ليكن به خاطر اينكه قلب صاحبش چون سنگ است، استعداد پذيرفتن رحمت و كرامت را ندارد.
و از همين آيه بر مىآيد كه قبول شدن اعمال، احتياج به نيتى خالص و قصدى به وجه اللَّه دارد. شيعه و سنى هم از رسول خدا ص روايت كردهاند كه فرمود: انما الاعمال بالنيات- معيار در ارزش اعمال تنها نيتها هستند .
(وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ)
[معناى(ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ) و وجوهى كه در معناى تثبيت نفس ذكر شده و بيان وجه صحيح در معناى آن]
كلمه: ابتغاء مرضات به معناى طلب رضايت است، كه برگشتش به تعبير اراده وجه اللَّه است براى اينكه وجه هر چيزى عبارت است از جهت و سمتى كه روبروى تو است، و وجه خداى تعالى نسبت به بندهاى كه دستوراتى به وى مىدهد، و چيزهايى از او مىخواهد عبارت است از رضايت او از عمل وى، و خشنوديش از امتثال او، چون آمر و دستور دهنده، نخست با امر خود روبروى مامور قرار مىگيرد، و آن گاه كه اوامر او را بجا آورد با خشنودى و رضايت از او استقبال مىكند.
پس مرضات خدا از بنده مكلفى كه به تكليف عمل كرده همان وجه و روى خدا به طرف او است، در نتيجه ابتغاى مرضات او و يا سادهترش به دست آوردن خشنودى او در حقيقت خواستن وجه او است.
و اما در معناى اينكه فرمود:(وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ) نظريههايى داده شده، بعضى گفتهاند: تثبيت به معناى تصديق و يقين است، با چنين حالتى انفاق مىكنند، بعضى ديگر گفتهاند: تثبيت كه به معناى استوار كردن است در اينجا به معناى تثبيت است، يعنى داشتن بصيرت، و معناى جمله اين است كه مال خود را با بصيرت انفاق مىكنند (بر خلاف بسيارى از افراد) مىدانند پول را در كجا خرج كنند، بعضى ديگر گفتهاند: منظور اين است كه