ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١٦ - اسلام دين توحيد است و تمام فروع آن به همان اصل بر مىگردد اصل توحيد طهارت و بقيه معارف آن نيز طهارتها هستند
(أَمَرَكُمُ اللَّهُ) براى اين بود كه آن ادب را تكميل كرده باشد چون عمل جماع در نظر بدوى امرى است لغو، و لهو، لذا آن را مقيد كرد به امر خدا، و با اين قيد از امورى قرارش داد كه خدا تكوينا به آن امر كرده، تا دلالت كند بر اينكه جماع يكى از امورى است كه تماميت نظام نوع انسانى هم در حياتش و هم در بقايش منوط به آن است، پس سزاوار نيست چنين امرى را بازيچه قرار داد، بلكه بايد از ديدگاه يكى از اصول نواميس تكوينيش نظر كرد.
و آيه شريفه:(فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ) از نظر سياق شباهت به آيه شريفه:(فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ)[١].
و آيه:(فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ، وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ)[٢] دارد، پس از اين شباهت چنين به نظر مىرسد كه مراد از امر به آمدن در آيه مورد بحث، امر تكوينى است، كه خلقت و تكوين انسان هم بر آن دلالت دارد، چون خلقتش مجهز به اعضايى است كه اگر مساله تناسل نبود اعضايى زايد و بيهوده بود، و نيز مجهز به قوايى است كه انسان را به عمل زناشويى دعوت مىكند، تا نسل بشر قطع نگردد، پس امر نامبرده امر شرعى نيست، هم چنان كه منظور از كتابت در جمله:(وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ) نيز همين مساله توالد و تناسل است، و اين معنا به خوبى از آيه استفاده مىشود.
البته ممكن است بگوئيم: مراد از امر دستور شرعى است، و مىخواهد مساله ازدواج و تناسل را بطور كفايى واجب كند، به اين معنا كه بر عموم انسانها واجب است نسلى براى بعد از خود درست كنند، اگر چند نفر اين كار را كردند، تكليف از ديگران ساقط است، مانند ساير واجبات كفايى، كه زندگى جز با انجام آنها تامين نمىشود، ليكن اين احتمال بعيد است.
بعضى از مفسرين به اين آيه استدلال كردهاند بر اينكه جمع شدن با زنان از عقب حرام است، ولى استدلال بسيار سست و ناپسند است، براى اينكه منشا و اساس آن يكى از دو پندار است، كه هر دو غلط است، يا گمان كردهاند كه مفهوم (پس نزد ايشان شويد از آنجا كه خدا دستور داده)، اين است كه از عقب نزديك نشويد، كه اين مفهوم لقب است، و قطعا حجت نيست (و اين عبارت كه فرمان تكوينى خدا به اينكه بايد نسل بشر حفظ شود با نزديكى از جلو اطاعت مىشود)، هيچ ربطى به حليت و حرمت ساير اقسام نزديكى ندارد.
و يا اينكه پنداشتهاند: امر به هر چيزى دلالت دارد بر نهى از ضد آن، كه نيز قطع داريم
[١] حالا ديگر مىتوانيد با زنان بياميزيد، و آنچه خدا مقدرتان كرد طلب كنيد. سوره بقره آيه ١٨٧
[٢] پس از هر راه و هر جور كه خواستيد به كشتزار خود رويد، و بر خود مقدم بداريد. سوره بقره آيه ٢٢٣