ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥١٨ - مراد از كرسى
مناسبى بيان خواهيم كرد.
و اين علم نامحدود كه ذكر كرديم همان مطلبى است كه در روايت به اين عبارت آمده بود: (عرش همان علمى است كه احدى نمىتواند اندازهگيرى و تقديرش كند) و پر واضح است كه اين نه به آن جهت است كه مقدار معلومات اين علم نامحدود است، براى اينكه وجود عدد نامحدود، امرى است محال و هر عددى در داخل عالم وجود بالآخره متناهى خواهد بود، چون اين عدد هر چه باشد در مقابل عددى كه برابر آن فرض شود و يك عدد بيشتر باشد به يك عدد كمتر است و اگر متناهى نبودن علم، يعنى اگر عرش خدا به خاطر نامتناهى بودن عدد معلومات آن باشد، بايد كرسى، قسمتى از عرش باشد، چون كرسى هم عبارت بود از علم، هر چند علمى محدود.
پس نامتناهى بودن علم تنها از جهت كمال وجودى آن است و حدود و قيود وجودى كه در اين عالم يعنى در عالم ماده باعث افزايش موجودات و تمايز و امتياز هر يك از ديگرى شده و از اين تمايزات انواع و اصناف و افراد زائيده شده، و افراد هم داراى حالاتى و اضافاتى شدهاند، نمىتواند آن كمال نامتناهى را اندازهگيرى و تحديد كند، هم چنان كه آيه زير هم بر اين معنا دلالت دارد:(وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ)[١]، و همانطور كه وعده داديم انشاء اللَّه به زودى دنباله اين بحث خواهد آمد.
و اين موجودات همانطور كه معلوم است به علمى بى نهايت و غير مقدر، يعنى موجود در ظرف علم است به وجودى غير مقدر و بىاندازه، همچنين با حدودى كه دارند معلوم و موجود در ظرف علم هستند و اين علم يعنى علم به محدودات بطورى كه توضيحش خواهد آمد، همان كرسى است.
و چه بسا همين معنا از جمله:(يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ) نيز استفاده شود، براى اينكه معلوم خدا را عبارت دانسته از(ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ) و(ما خَلْفَهُمْ)، و اين دو معنا: (ما بين ايدى و ما خلف) در عالم ماده با هم جمع نمىشوند، پس ناگزير بايد مقامى باشد كه حال و آينده، و خلاصه تمامى چيزهايى كه در زمان و مكان و امثال آن متفرق هستند، در آنجا به يك مكان جمع باشند، و مسلما اين وجودات كه در آن مقام يك جا جمع هستند وجودات غير متناهى نيستند، زيرا اگر وجود و كمالى غير محدود و غير مقدر مىداشتند، ديگر صحيح نبود
[١] هيچ موجودى نيست مگر آنكه خزينههاى آن نزد ما است و ما آن را نازل نمىكنيم مگر به اندازهاى معلوم. سوره حجر، آيه ٢١