يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣ - ٢٥- هدايت و ضلالت از سوى خدا به چه معنا است؟
خودشان انجام ندادهاند بر ديگران قائل شود، آنها طرق ديگرى براى تفسير اين آيات انتخاب كردهاند دقيقترين تفسيرى كه با همه آيات هدايت و ضلالت سازگار است و همه آنها را به خوبى تفسير مىكند بىآنكه كمترين خلاف ظاهرى در آن باشد اين است كه بگوئيم:
هدايت تشريعى به معنى ارائه طريق جنبه عمومى و همگانى دارد و هيچ قيد و شرطى در آن نيست، چنانكه در آيه ٣ سوره دهر آمده إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً: «ما راه را به انسان نشان داديم خواه شكرگزارى كند يا كفران» و در آيه ٥١ آل عمران مىخوانيم: وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ: «تو همه انسانها را به صراط مستقيم دعوت مىكنى»، بديهى است دعوت پيامبر مظهر دعوت خدا است چرا كه هرچه او دارد از خدا دارد.
و درباره جمعى از منحرفان و مشركان در آيه ٢٣ سوره نجم آمده است وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى «هدايت الهى از سوى پروردگار به سراغ آنها آمد».
اما هدايت تكوينى به معنى ايصال به مطلوب و گرفتن دست بندگان و گذراندن آنها از تمام پيچ و خمهاى راه، و حفظ و حمايت از آنها تا رساندن به ساحل نجات كه موضوع بحث بسيارى ديگر از آيات قرآن است هرگز بىقيد و شرط نمىباشد، اين هدايت مخصوص گروهى است كه اوصاف آنها در قرآن بيان شده، و اضلال كه نقطه مقابل آن است نيز مخصوص گروهى است كه اوصاف آنان نيز بيان گشته.
گرچه بعضى از آيات مطلق است ولى بسيارى ديگر از آيات قيد و شرط آن را دقيقاً بيان كرده، و هنگامى كه اين آيات «مطلق» و «مقيد» را كنار هم مىچينيم مطلب كاملا روشن مىشود و هيچ ابهام و ترديدى در معنى آيات باقى نمىماند، و نه تنها با مسأله اختيار و آزادى اراده انسان مخالف نيست، بلكه دقيقاً آن را تأكيد مىكند.
اكنون به توضيح زير توجه نمائيد:
قرآن مجيد در يك جا مىگويد: يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ: «به وسيله آن ضرب المثل، گروهى را گمراه و گروهى را هدايت مىكند، اما جز فاسقان را گمراه نمىسازد» (بقره ٢٦).