يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٦ - ١٤١- آيا سعادت و شقاوت انسانها ذاتى است؟
ظالمانه بپندارند و يا بگويند او نمىتوانسته است اين عمل را مرتكب نشود چون خدا خواسته يا جبر محيط و طبيعت بوده است، اين خود دليل ديگرى بر فطرى بودن اصل اختيار است.
به هرحال هيچ جبرى مسلكى را نمىيابيم كه در عمل روزانه خود به اين عقيده پايبند باشد بلكه بر خوردش باتمام انسانها برخورد با افراد آزاد و مسئول و مختار است.
تمام اقوام دنيا به دليل تشكيل دادگاهها و دستگاههاى قضائى براى كيفر متخلفان عملًا آزادى اراده را پذيرفتهاند.
تمام مؤسسات تربيتى جهان نيز بطور ضمنى اين اصل را قبول كردهاند كه انسان با ميل و اراده خود كار مىكند و با تعليم و تربيت مىتوان او را راهنمائى و ارشاد كرد و از خطاها و اشتباهات و كجانديشىها بر كنار ساخت.
٢- جالب اينكه در آيات فوق «شَقُوا» به عنوان فعل معلوم و «سُعِدُوا» به عنوان فعل مجهول آمده است.
اين اختلاف تعبير شايد اشاره لطيفى به اين نكته باشد كه انسان راه شقاوت را با پاى خود مىپيمايد، ولى براى پيمودن راه سعادت تا امداد و كمك الهى نباشد و او را در مسيرش يارى ندهد پيروز نخواهد شد و بدون شك اين امداد و كمك تنها شامل كسانى مىشود كه گامهاى نخستين را با اراده و اختيار خود برداشتهاند و شايستگى چنين امدادى را پيدا كردهاند. (دقت كنيد). [١]
[١]- تفسير نمونه ٩/ ٢٣٦