يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٨ - ١٣٧- هدف از آفرينش انسان چيست؟
توجه به يك نكته اساسى مىتواند چراغها و نورافكنهائى بسازد كه اين مسير تاريك را براى ما روشن كند.
ما هميشه در كارهاى خود هدفى داريم كه اين هدف معمولًا دفع كمبودها و نيازهاى ما است، حتى اگر به ديگرى خدمت مىكنيم يا دست گرفتارى را مىگيريم و از گرفتارى نجات مىبخشيم، و يا حتى ايثار و فداكارى مىكنيم، آنها نيز نوعى كمبود معنوى ما را برطرف مىسازد، و نيازهاى مقدسى از ما را برآورده مىكند.
و چون در مورد صفات و افعال خدا غالباً گرفتار مقايسه با خويش مىشويم گاه ممكن است اين تصور به وجود آيد كه خداوند چه كمبودى داشت كه با خلقت ما مرتفع مىشد؟! و يا اگر در آيات قرآن مىخوانيم هدف آفرينش انسان، عبادت است مىگوئيم او چه نيازى به عبادت ما دارد؟
در حالى كه اين طرز تفكرها ناشى از همان مقايسه صفات خالق و مخلوق و واجب و ممكن است.
ما به حكم اينكه وجودمان محدود است، براى رفع كمبودهايمان تلاش مىكنيم، و اعمالمان همه در اين مسير است، ولى درباره يك وجود نامحدود اين معنى امكانپذير نيست، بايد هدف افعال او را در غير وجود او جستجو كنيم.
او چشمهاى است فياض و مبدئى است نعمت آفرين كه موجودات را در كنف حمايت خود مىگيرد، و آنها را پرورش داده، از نقص به كمال مىبرد، و اين است هدف واقعى عبوديت و بندگى ما، و اين است فلسفه عبادات و نيايشهاى ما كه همگى كلاسهاى تربيت براى تكامل ما است.
به اين ترتيب نتيجه مىگيريم كه هدف آفرينش ما پيشرفت و تكامل هستى ما است.
اساساً اصل آفرينش، يك گام تكاملى عظيم است، يعنى چيزى را از عدم به وجود آوردن و از نيست هست كردن، و از صفر به مرحله عدد رساندن.
و بعد از اين گام تكاملى عظيم، مراحل ديگر تكامل شروع مىشود، و تمام برنامههاى دينى و الهى در همين مسير است. [١]
[١]- تفسير نمونه ٢٢/ ٣٨٩