يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨ - ١٢١- فلسفه مهريّه براى زنان چيست؟
مىزند، در حالى كه نه تنها حذف مهر، به شخصيت زن نمىافزايد بلكه وضع او را به مخاطره مىافكند.
توضيح اينكه درست است كه مرد و زن هر دو از زندگى زناشوئى بطور يكسان سود مىبرند، ولى نمىتوان انكار كرد كه در صورت جدائى زن و مرد، زن متحمّل خسارت بيشترى خواهد شد زيرا:
اولا مرد طبق استعداد خاص بدنى معمولًا در اجتماع نفوذ و تسلّط بيشترى دارد، و هر چند بعضى مىخواهند به هنگام سخن گفتن، اين حقيقت روشن را انكار كنند امّا وضع زندگى اجتماعى بشر كه با چشم مىبينيم حتّى در جوامع اروپائى كه زنان به اصطلاح از آزادى كامل برخوردارند نشان مىدهد كه ابتكار كارهاى پردرآمد بيشتر در دست مردان است.
به علاوه مردان براى انتخاب همسر مجدّد امكانات بيشترى دارند ولى زنان بيوه مخصوصاً با گذشت قسمتى از عمر آنها، و از دست رفتن سرمايه جوانى و زيبائى، امكاناتشان براى انتخاب همسر جديد كمتر است.
با توجه به اين جهات روشن مىشود كه امكانات و سرمايهاى را كه زن با ازدواج از دست مىدهد بيش از امكاناتى است كه مرد از دست مىدهد، و در حقيقت مهر چيزى است به عنوان جبران خسارت براى زن و وسيلهاى براى تأمين زندگى آينده او، و علاوه مسئله مهر معمولًا به شكل ترمزى در برابر تمايلات مرد نسبت به جدائى و طلاق محسوب مىشود.
درست است كه مهر از نظر قوانين اسلام با برقرار شدن پيمان ازدواج به ذمّه مرد تعلّق مىگيرد و زن فوراً حقّ مطالبه آن را دارد، ولى چون معمولًا به صورت بدهى بر ذمّه مرد مىماند، هم اندوختهاى براى آينده زن محسوب مىشود، وهم پشتوانهاى براى حفظ حقوق او و از هم نپاشيدن پيمان زناشوئى (البته اين موضوع استثنائاتى دارد ولى آنچه گفتيم در غالب موارد صادق است).
و اگر بعضى براى مهر تفسير غلطى كردهاند و آن را يك نوع «بهاى زن» پنداشتهاند ارتباط به قوانين اسلام ندارد، زيرا در اسلام مهر به هيچ وجه جنبه بها و