يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٠ - ٥١- آيا عصمت انبياء جنبه جبرى دارد؟
ولى مصونيت معصومين در برابر گناه از مقام معرفت و علم و تقواى آنها سرچشمه مىگيرد، درست همانند پرهيز از پارهاى از گناهان براى فرد فرد ما كه به خاطر علم و آگاهى و ايمان و معرفت آن را ترك مىكنيم، مثلا هرگز با بدن لخت و عور قدم در كوچه و خيابان نمىگذاريم، همچنين كسى كه اطلاع كافى درباره آثار مخرب مواد مخدر دارد و به خوبى مىداند آلوده شدن به آن سبب قطعى براى مرگ تدريجى است هرگز به سراغ آن نمىرود، مسلماً اين ترك مواد مخدر براى او يك فضيلت است كه از علم و آگاهى او سرچشمه مىگيرد، و با داشتن اين علم هر چند آن را ترك مىكند ولى اجبارى در كار نيست و توانائى استعمال مواد مخدر را دارد.
به همين دليل ما سعى مىكنيم از طريق تعليم و تربيت سطح معرفت و آگاهى و تقوا را در افراد بالا ببريم، تا آنها را حد اقل در برابر گناهان بزرگ، و اعمال زشت و زننده بيمه نمائيم.
آيا اگر افرادى به خاطر اين تعليم و تربيت پارهاى از اين اعمال را ترك كنند افتخار و فضيلت نيست؟!
به تعبير ديگر ترك گناه براى پيامبران، محال عادى است، نه محال عقلى، و مىدانيم محال عادى با اختيارى بودن سازگار است، فى المثل محال عادى است كه شخص عالم و مؤمنى شراب با خود به مسجد ببرد و در صف جماعت بنوشد، ولى مسلماً اين يك محال عقلى نيست بلكه محال عادى است.
كوتاه سخن اينكه: سطح بالاى معرفت و ايمان انبياء كه خود يك افتخار و فضيلت است سبب افتخار و فضيلت ديگرى كه مقام عصمت است مىگردد (دقت كنيد).
و اگر گفته شود آنها اين ايمان و معرفت را از كجا آوردهاند مىگوئيم اين از امدادات الهى است، ولى با اين قيد كه امدادهاى الهى بىحساب نيست و لياقتهائى در اينها وجود داشته است، همانگونه كه قرآن درباره ابراهيم خليل مىفرمايد: او تا از عهده امتحانات مهم الهى برنيامد به مقام پيشوائى خلق نرسيد