يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١٤ - ١٦١- ذو القرنين كه بود؟
- او سازنده يكى از مهمترين و نيرومندترين سدها است، سدى كه در آن بجاى آجر و سنگ از آهن و مس استفاده شد (و اگر مصالح ديگر در ساختمان آن نيز به كار رفته باشد تحت الشعاع اين فلزات بود) و هدف او از ساختن اين سد كمك به گروهى مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم يأجوج و مأجوج بوده است.
- او كسى بوده كه قبل از نزول قرآن نامش در ميان جمعى از مردم شهرت داشت، و لذا قريش يا يهود از پيغمبر صلى الله عليه و آله درباره آن سؤال كردند، چنانكه قرآن مىگويد يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ: «از تو درباره ذو القرنين سؤال مىكنند».
اما از قرآن چيزى كه صريحاً دلالت كند او پيامبر بوده استفاده نمىشود هر چند تعبيراتى در قرآن هست كه اشعار به اين معنى دارد چنانكه در تفسير آيات سابق گذشت.
از بسيارى از روايات اسلامى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليهم السلام نقل شده نيز مىخوانيم: «او پيامبر نبود بلكه بنده صالحى بود» [١]
ج: اساس قول سوم (ذو القرنين كورش كبير بوده است) به طور بسيار فشرده بر دو اصل استوار است:
نخست اينكه: سؤال كنندگان درباره اين مطلب از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله طبق رواياتى كه در شأن نزول آيات نازل شده است يهود بودهاند، و يا قريش به تحريك يهود، بنابراين بايد ريشه اين مطلب را در كتب يهود پيدا كرد.
از ميان كتب معروف يهود به كتاب دانيال فصل هشتم بازمىگرديم، در آنجا چنين مىخوانيم:
«در سال سلطنت «بل شصّر» به من كه دانيالم رؤيائى مرئى شد بعد از رؤيائى كه اولًا به من مرئى شده بود، و در رؤيا ديدم، و هنگام ديدنم چنين شد كه من در قصر «شوشان» كه در كشور «عيلام» است بودم و در خواب ديدم كه در نزد نهر «اولاى» هستم و چشمان خود را برداشته نگريستم و اينك قوچى در برابر نهر باستاد و
[١]- به تفسير نور الثقلين جلد سوم صفحات ٢٩٤ و ٢٩٥ مراجعه شود.