يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٢ - ١٥٢- آيا ميان فرضيه تكامل و خداشناسى تضادى وجود دارد؟
الف: فرضيه تكامل انواع يا «ترانسفورميسم» كه مىگويد انواع موجودات زنده در آغاز به شكل كنونى نبودند، بلكه آغاز موجودات تك سلولى در آب اقيانوسها و از لابلاى لجنهاى اعماق درياها با يك جهش پيدا شدند، بعضى موجودات بىجان در شرائط خاصى قرار گرفتند كه از آنها نخستين سلولهاى زنده پيدا شد.
اين موجودات ذرهبينى زنده تدريجاً تكامل يافتند و از نوعى به نوع ديگر تغيير شكل دادند، از درياها به صحراها و از آن به هوا منتقل شدند، و انواع گياهان و انواع جانوران آبى و زمينى و پرندگان به وجود آمدند.
كاملترين حلقه اين تكامل همين انسانهاى امروزند كه از موجوداتى شبيه به ميمون، و سپس ميمونهاى انساننما ظاهر گشتند.
ب- فرضيه ثبوت انواع يا «فيكسيسم» كه مىگويد انواع جانداران هركدام جداگانه از آغاز به همين شكل كنونى ظاهر گشتند، و هيچ نوع به نوع ديگر تبديل نيافته است،، و طبعاً انسان هم داراى خلقت مستقلى بوده كه از آغاز به همين صورت آفريده شده است.
دانشمندان هر دو گروه براى اثبات عقيده خود مطالب فراوانى نوشتهاند و جنگها و نزاعهاى زيادى در محافل علمى بر سر اين مسأله در گرفته است.
تشديد اين جنگها از زمانى شد كه لامارك (دانشمند جانورشناس معروف فرانسوى كه در اواخر قرن ١٨ و اوائل قرن ١٩ مىزيست) و سپس داروين دانشمند جانورشناس انگليسى كه در قرن نوزدهم مىزيست نظرات خود را در زمينه تكامل انواع با دلائل تازهاى عرضه كرد.
ولى در محافل علوم طبيعى امروز شك نيست كه اكثريت دانشمندان طرفدار فرضيه تكاملند.
دلائل طرفداران تكامل.
به آسانى مىتوان استدلالات آنها را در سه قسمت خلاصه كرد:
نخست دلائلى است كه از ديرينشناسى و به اصطلاح مطالعه روى فسيلها، يعنى اسكلتهاى متحجر شده موجودات زنده گذشته، آوردهاند، آنها معتقدند مطالعات طبقات مختلف زمين نشان مىدهد كه موجودات زنده، از صورتهاى سادهتر به صورتهاى كاملتر و پيچيدهتر تغيير شكل دادهاند.