يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧١ - ١١٨- فلسفه حجاب چيست؟
ثانياً: از اين كه بگذريم آيا اداره خانه و تربيت فرزندان برومند و ساختن انسانهائى كه در آينده بتوانند با بازوان تواناى خويش چرخهاى عظيم جامعه را به حركت درآورند، كار نيست؟
آنها كه اين رسالت عظيم زن را كار مثبت محسوب نمىكنند از نقش خانواده و تربيت، در ساختن يك اجتماع سالم و آباد و پرحركت بىخبرند، آنها گمان مىكنند راه اين است كه زن و مرد ما همانند زنان و مردان غربى اول صبح خانه را به قصد ادارات و كارخانهها و مانند آن ترك كنند، و بچههاى خود را به شيرخوارگاهها بسپارند، و يا در اطاق بگذارند و در را بر روى آنها ببندند، و طعم تلخ زندان را از همان زمان كه غنچه ناشكفتهاى هستند به آنها بچشانند.
غافل از اينكه با اين عمل شخصيت آنها را درهم مىكوبند و كودكانى بىروح و فاقد عواطف انسانى بار مىآورند كه آينده جامعه را به خطر خواهند انداخت.
٢- ايراد ديگرى كه آنها دارند اين است كه حجاب يك لباس دست و پاگير است و با فعاليتهاى اجتماعى مخصوصاً در عصر ماشينهاى مدرن سازگار نيست، يك زن حجابدار خودش را حفظ كند يا چادرش را و يا كودك و يا برنامهاش را؟!
ولى اين ايراد كنندگان از يك نكته غافلند و آن اينكه حجاب هميشه به معنى چادر نيست، بلكه به معنى پوشش زن است، حال آنجا كه با چادر امكانپذير است چه بهتر و آنجا كه نشد به پوشش قناعت مىشود.
زنان كشاورز و روستائى ما، مخصوصاً زنانى كه در برنجزارها مهمترين و مشكلترين كار كشت و برداشت محصول برنج را بر عهده دارند عملًا به اين پندارها پاسخ گفتهاند، و نشان دادهاند كه يك زن روستائى با داشتن حجاب اسلامى در بسيارى از موارد حتى بيشتر و بهتر از مرد كار مىكند، بىآنكه حجابش مانع كارش شود.
٣- ايراد ديگر اينكه آنها مىگويند حجاب از اين نظر كه ميان زنان و مردان فاصله مىافكند طبع حريص مردان را آزمندتر مىكند، و به جاى اينكه خاموشكننده باشد آتش حرص آنها را شعلهورتر مىسازد كه «الانسان حريص على ما منع»!