يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٣ - ١١٧- اسلام چه حقوقى براى زنان قائل است؟
ما هرچه را انكار كنيم اين حقيقت را نمىتوانيم انكار نمائيم كه بين اين دو جنس هم از نظر جسمى و هم از نظر روحى تفاوت زيادى هست، كه ذكر آنها در كتب مختلف، ما را از تكرار آنها بىنياز مىسازد، و خلاصه همه آنها اين است كه: چون زن پايگاه پيدايش وجود انسان است، و رشد نونهالان در دامن او انجام مىپذيرد، همانطور كه جسماً متناسب با حمل و پرورش و تربيت نسلهاى بعد آفريده شده، از نظر روحى هم سهم بيشترى از عواطف و احساسات دارد.
با وجود اين اختلافات دامنهدار آيا مىتوان گفت زن و مرد بايد در تمام شئون همراه يكديگر گام برداشته و در تمام كارها صددرصد مساوى باشند؟!
مگر نه اين است كه بايد طرفدار عدالت در اجتماع بود؟ آيا عدالت غير از اين است كه هركس به وظيفه خود پرداخته و از مواهب و مزاياى وجودى خويش بهرهمند گردد؟!
بنابراين آيا دخالت دادن زن در كارهائى كه خارج از تناسب روحى و جسمى اوست بر خلاف عدالت نمىباشد؟.
اينجاست كه مىبينيم اسلام در عين طرفدارى از عدالت، مرد را در پارهاى از كارهاى اجتماعى كه به خشونت و يا دقت بيشترى نيازمند است. مانند: سرپرستى كانون خانه و ... مقدم داشته و مقام معاونت را به زن واگذار كرده است.
يك «خانه» و يك «اجتماع» هر كدام احتياج به مدير دارند و مسأله مديريت در آخرين مرحله خود، بايد در يك شخص منتهى گردد، وگرنه كشمكش و هرج و مرج برقرار خواهد شد.
با اين وضع آيا بهتر است كه مرد براى اين كار نامزد گردد يا زن؟ همه محاسبات دور از تعصب مىگويد وضع ساختمانى مرد ايجاب مىكند كه مديريت خانواده به عهده او نهاده شود و زن «معاون» او گردد.
گرچه جمعى اصرار دارند اين واقعيتها را ناديده گيرند، ولى وضع زندگى خارجى حتى در جهان امروز و حتى در مللى كه به زنان آزادى و مساوات كامل دادهاند، نشان مىدهد كه عملًا مطلب همان است كه در بالا گفته شد اگر چه در سخن خلاف آن گفته شود. [١]
[١]- تفسير نمونه ٢/ ١١٣