هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٥٠٨

نفس ، در ترك هوا مسكين بودگوشمال نفس نادان اين بود از رياضت ، نفس بد را گوش مال [١] تا نيندازد تو را اندر وبال امر و نهى حق چو دارى اى وحيد!پس مرو بر وايه نفس پليد [٢] هر كه او را نفس شومش رام شداز خردمندان نيكونام شد روى دل چون از هوا برتافتىبعد از آن مى دان كه حق را يافتى و ديگرى آن كه از روى بصيرت در امر خود نظر كند و از حين تكليف تا زمان تخفيف به طاعت و عبادت گذراند و مريض قلب را به اشربه ذكر و توحيد ، علاج فرمايد و رضيع نفس را به شير رياضت و شراب مخالفت ، پرورش دهد و خَلق را به خالق ، هدايت كند و در استكمال عقل خويش سعى كند و يك دم بل يك طرفة العين از ياد حق ، غافل نگردد ؛ چه حضرت حق [٣] عز و جل ، مى فرمايد كه: [٤] «و من يعشُ عن ذكر الرّحمن نقيّض له شيطانا فهو له قرين » [٥] يعنى هر كه يك لحظه دل از ياد حضرت ما بپردازد و مَركب نفس در ميدان غفلت تازد ، جلال عزّت ما شيطانى موسوس را هم صحبت او سازد . يعنى خواطر شيطانى و وساوس نفسانى را چنان بر او مستولى گرداند كه از ادراك معارف و حقايق بازماند و او را از اوج عزّت به حضيض مذلّت رساند و از قاف قرب به بئر بعد افكند .

نظم

لكلّ شيءٍ إذا فارقتَه عوض وليس للّه إن فارقت من عوض نقل است از سيّد الطايفه ابوالقاسم جنيد ـ قدّست أسراره ـ كه فرمود [٦] : «لو أقبل صَديق على اللّه ألفَ ألف [٧] سنة ثم أعرض عنه لحظةً [٨] فما فاته أكثر ممّا ناله ؛ يعنى اگر


[١] . ف: از رياضت نفس را ده گوشمال .[٢] . ف: ـ { امر و نهى حق چودارى اى وحيدپس مرو بر وايه نفس پليد }[٣] . ف: ـ حق .[٤] . ف: ـ كه .[٥] . سوره زخرف ، آيه ٣٦ .[٦] . ف: فرمود كه .[٧] . ف: ـ ألف ألف .[٨] . ف: ـ لحظة .