هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٧٧
بالمنّ والأذى » [١] و آن ، عطاى خود را صغير و حقير شمُرَد تا از شرّ رذيله عُجب كه مُحبِط [٢] اعمال است ، ايمن گردد و علماى دين گفته اند كه طاعت را خاصيّتى است كه هرچند او را حقير شمرى ، [٣] بزرگ و عظيم گردد [٤] و معصيت را خاصيّتى است كه هرچند آن را بزرگ شمُرى ، حقير و خُرد گردد [٥] و بايد كه از اَحبّ و اَجود و اطيب مال ، ادا نمايد كه: «إنّ اللّه طيّبٌ لا يقبل إلاّ طيّبا» [٦] تا از مقام خطاب «أ تجعلون للّه ما تكرهون» ، [٧] رَسته ، از ثمره آن شجره طيّبه ، بهره مند گردد و در ايصال آن به مستحقّين بر طبق مفهوم آيه كريمه: «إنّما الصّدقات للفقراء » [٨] الآية [٩] عمل نمايد . و بعضى از اكابر دين گفته اند كه از اهل استحقاق ، اتقيا و صلحا را مستثنا گردانند ؛ چه ، جمعى كه بجز حق ، هيچ مقصودى ندارند و از كدورت [١٠] شهوات و شوايب هوا ، صفا يافته اند و التفات ايشان از ماسوى اللّه ، منقطع شده و در عبادت ، مستغرق طلب معبودند ؛ امّا به واسطه فاقه ، خاطرِ ايشان پريشان مى گردد و به سدّ فاقه ، خواطر ايشان جمع گردانيدن تا به حق مشغول باشند ، بهتر از آن كه مفلسى بى نمازى را به صدقه ، بى نياز ساختن . و ارباب بصيرت به نور باطن در وجوب زكات ، سه معنى فهم كرده اند: اوّل آن كه اين ركن ، مِحَك امتحان صدق مؤمنان است ؛ چه تلفّظ به كلمه شهادت ، التزام توحيد و اثبات وحدانيّت معبود و شهادت به فردانيّت حضرت محبوب است . و هرچه محبوب است ، به حقيقت معبود است و از اين جاست كه گفته اند: «هرچه در بند آنى ، بنده آنى» و همم [١١] اصناف خلايق ، در قيد بندگى محبوبات صورى و معنوى ، متفاوت است و تفاوت درجات آن به مفارقت محبوبات ، محقّق گردد و بنابر
[١] . سوره بقره ، آيه ٢٦٤ .[٢] . ف: محيط .[٣] . ف: آن را بزرگ شمرى .[٤] . ف: حقير و خرد گردد .[٥] . ف: ـ و معصيت را ... خُرد گردد .[٦] . صحيح مسلم ، ج ٣ ، ص ٨٥ ؛ مسند أحمد ، ج ٢ ، ص ٣٢٨ ؛ سنن الدارمي ، ج ٢ ، ص ٣٠٠ .[٧] . برگرفته از: سوره نحل ، آيه ٦٢ : «ويجعلون للّه ما يكرهون » .[٨] سوره توبه، آيه ٦٠.[٩] . ف: ـ الآية .[١٠] . ف: كدورات .[١١] . ف: هم .