هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٤٨

آن ، عبارت است از آن كه خويشان و پيوستگان را با خود در خيرات دنيا وى [١] شركت دهد . ششم مكافات ، و آن عبارت است از آن كه در احسانى كه به او كنند ، [٢] به مانند آن ، [٣] زيادت [٤] از آن مقابله كند و در اسائت ، به كم تر از آن . هفتم حُسن شركت و آن ، عبارت است از آن كه دادن و سِتدن در معاملات ، بر وجه اعتدال كند ، چنان كه [٥] موافق طبع ديگران اوفتد ، [٦] هشتم حُسن قضا و آن ، عبارت است از آن كه در اداى حقوق بر وجه مجازات از منّت و ندامت ، خالى باشد . نهم تودّد [٧] و آن ، عبارت است از آن كه در حقوق [٨] طلب مودّت اكفا و اهل فضل ، به خوش رويى و ديگر چيزها كه مستدعى اين معنى بوَد . دهم تسليم و آن ، عبارت است از آن كه رضا دهد به فعلى كه تعلّق به خداوند ـ سبحانه و تعالى ـ داشته باشد [٩] يا به كسانى كه بر ايشان اعتراض جايز نبوَد و به خوش منشى و تازه رويى آن را تلقّى نمايد ، و اگرچه موافق طبع او نبوَد . يازدهم توكّل و آن ، عبارت است از آن كه در كارهايى كه حوالت [١٠] آن با قدرت و كفايت بشرى نبوَد و رأى و رؤيت خلق را مجال تصرّفى در آن صورت نبندد ، زيادت و نقصان و تعجيل و تأخير نطلبد و به خلاف آنچه باشد ، ميل نكند . دوازدهم عبادت و آن ، عبارت از آن است كه تعظيم و تبجيل خالق [١١] ـ جلّ و علا ـ و مقرّبان حضرت او چون [١٢] ملائكه و انبيا و اكابر دين عليهم السلام و طاعت و متابعت ايشان و انقياد [١٣] اوامر و نواهى صاحب شرع ، مَلَكه كنند [١٤] و تقوا را كه مكمّل و متمّم اين معانى است ، شعار خود سازند و هر يك از اين اجناس فضايل و انواع را دو طرف مذموم بوَد كه چون از اين حدّ وسط به يكى از آن دو طرف تجاوز نمايند كه يكى طرف افراط است و ديگرى طرف تفريط ، رذيلتى در نفْس متمكّن و


[١] . ف: دنيوى .[٢] . ف: + و انعامى كه به او نمايند .[٣] . ف: ـ به مانند آن .[٤] . ف: زياده .[٥] . ف: چنانچه .[٦] . ف: افتد .[٧] . ف: تودت .[٨] . ف: ـ از آن كه در حقوق .[٩] . ف: ـ باشد .[١٠] . ف: حواله .[١١] . ف: پروردگار .[١٢] . ف: ـ چون .[١٣] . ف: + و .[١٤] . ف: كند .