هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٣٥
برادر مؤمن خويش كند» و آيات و نه احاديث مُشيرِ بدين معنى ، بسيار وارد است . پس از اين جا واضح گردد كه نفع رسانيدن به مسلمانان ، بهترينِ سيرت ها و افضلِ خصلت ها بوَد و ضرّ كه خلاف اين نفع مذكور است ، اخبثِ سِيَر و اخلاق و موصل به غضب حضرت خلاّق بوَد .
نظم
مپسند به بندگان حق ، بدتا بد به تو پيش باز نايد بهر همه خلق ، خير مى خواهتا خير به تو رسانَد اللّه امّا شرك ، دو نوع بوَد: جلى ـ و آن قبل اين معلوم شد ـ و خفى ـ و آن ريا و سُمعَه است ـ ، و ريا آن بوَد كه امثال طاعات و عبادات و خيرات ، از كسى صادر مى شود [١] كه نظر او بر آن بوَد كه مردم ، آن اعمال از او ببينند و او را نيك دانند ، نه آن كه اطاعت امر حق و يا طلب رضاى حاكم مطلق و يا ترغيبا للخلق [٢] بالأعمال الصالحه ، باعث عزم او بر ابزار آن افعال شده بود [٣] و سُمعه ، آن [٤] كه خواهد كه [٥] به مردم بشنوانَد به جهت حصول صيت و غيره ؛ و خفى به جهت آن گفته اند كه در عبادت ، شريك نساخته ؛ بلكه در ارائت [٦] و اسماع ، شريك گردانيده غير را ؛ و بالجمله ، مقصود كلّى فاعل [٧] از اين هر دو فعل ، تحصيل فوايد دنيويه است و باعث آن ، حبّ دنيا كه سَرِ همه گناهان و نتيجه متابعت شيطان است ، چنانچه حضرت پيغمبر ـ عليه الصلاة والسّلام ـ از آن خبر مى دهد كه [٨] : «حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة» [٩] [مصرع] در خانه جاى رخت بود يا مجال دوست؟
[١] . ف: ـ مى شود .[٢] . ف: للحق .[٣] . ف: باشد .[٤] . ف: + بود .[٥] . ف: ـ كه .[٦] . ف: ارادت .[٧] . ف: فاعلى .[٨] . ف: ـ كه .[٩] . الكافي ، ج ٢ ، ص ١٣١ ؛ الخصال ، ص ٢٥ ؛ الدرّ المنثور ، ج ٦ ، ص ٣٤١ .