هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣٩٥
نظم
گرنه حسنش دائما در جلوه استاين نمود و بود عالم از كجاست؟ از تجلّى جمال وحدت استدر حقيقت ، اين كه كثرت را بقاست هستى عالم ، همه هستى اوستبى بقاى حق ، جهان عين فناست و بودن اين لفظ پنج حرف هم مشير بدان است كه اين اسم ، جامع مراتب خمسه مذكوره است و تفصيل اين معنى ، بعد از اين بيايد ـ إن شاء اللّه تعالى ـ . ثانيا لفظ «الرّحمن» كه اشارت [١] به تعيّن اوّل است ، وقوع او بعد از اللّه كه اشارت [٢] به لا تعيّن است ، دالّ است بر آن كه ذات به تجلّى اوّل اين تعيّن به اسما و صفات ، پديد [٣] آورده ؛ چه نزد محقّقان به تحقيق پيوسته كه ذات مطلقه به [٤] ذات خود بر ذات خود تجلّى كرده و اين تعيّن ، پديد آمده ؛ ولى آن كيفيّت بر هيچ كس ظاهر نيست .
نظم
خود را بسى نمود به خود يار و جلوه كردليكن نبود هيچ نمودى چو اين نمود [٥] با آن كه شد غنى همه عالم ز گنج اويك جو از آن نكاست ، نه در وى جوى فزود و مَدّى كه در «الرّحمن» است ، اشارت است به [٦] امتداد نفس رحمانى بر ذات موجودات ، چه ، در اصطلاح موحّده ، مراد به رحمان ، ذات است با ملاحظه رحمت عام كه فيض وجود است و وجود فائضه را از اين اسم بر
[١] . ف: اشاره .[٢] . ف: اشاره .[٣] . ف: + آيد .[٤] . م : بر .[٥] . ف: + { از دست نيستى همه عالم خلاص يافتتا يار بر جهان در گنج نهان گشود }[٦] . ف: با .