هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٦١
امور معيشت ، و اين از قوّه نطقى حاصل آيد . پس هرگاه عمل اين قوا بر حَسَب اعتدال بوَد ـ كه خُلق نيكو عبارت از آن است ـ اين مقاصد ، به احسنِ وجوه ، حاصل و احوال منتظم بوَد ، والاّ فلا ، و امور اخروى كه جميع آن مترتّب بر تحصيل معارف و حقايق و وصول به مراتب كمالات و عروج بر معارج سعادات است هم به خُلق نيكو ميسّر گردد ؛ زيرا كه مُدركِ جمله ، نفْسِ ناطقه است و مادام كه نفوس ديگر ، مطيع و منقاد او نگردند و او را تسلّط در مِلك خويش پديد نيايد ، اجراى احكام خود نتواند كرد و به مقصود نتواند پرداخت ، چنانچه در احاديث سابقه ، اشارتى [١] بدين معانى شده . پس در تسليط او [٢] كه خُلق حَسَن نتيجه آن است ، [٣] تمامى اين مطالب ، بى شبهه حاصل شود و از اين جاست كه چون حضرت رسالت ـ عليه الصّلاة والسّلام ـ دعا مى كردى ، [٤] بسيار مى فرمودى كه: «اللّهم إنّي أسألك الصحّة والعافية و حُسن الخُلق!» . [٥] يعنى بار خداوندا! [٦] از حضرت تو مى طلبم صحّت و فراغت و خُلق نيكو را ، و هم از اين جهت است آنچه فرمود كه [٧] : «ليس للمؤمن شيءٌ خيرٌ من حُسن الخلق» ؛ [٨] يعنى بنده مؤمن را هيچ عطايى از حضرت حق ، بهتر از خُلق نيكو نيست و مؤيّد اين مطالب است آنچه در آثار ، وارد است كه حضرت نبوى ـ عليه الصّلاة والسّلام ـ فرمود كه: «سه چيز است كه هركه را از اين سه چيز ، يكى حاصل نباشد ، هيچ عملى از اعمال خير ، او را سود ندارد: پرهيزكارى كه او را از شرّ معصيت ، نگاه دارد ، يا تحمّلى كه سپر جهل جاهل [٩] گردانَد ، يا خُلق نيك تا [١٠] بدان در ميان خلق ، زندگانى كند .
[١] . ف: اشاره .[٢] . ف: آن .[٣] . ف: آن را نتيجه است .[٤] . ف: + و .[٥] . المحجة البيضاء ، ج ٥ ، ص ٩١؛ بحار الأنوار ، ج ٩٤ ، ص ٢٢٨: «اللهم إني أسألك الصحة والسلامة والعافية والعفة والأمانة وحسن الخلق» .[٦] . ف: بارخدايا .[٧] . ف: فرموده اند كه و .[٨] . در مآخذ حديثى ، نيافتيم .[٩] . ف: جاهلان .[١٠] . ف: با .